ديالوگ هاي ماندگار مختارنامه - قسمت دوازدهم

عبدالله بن عمر: می بینی دنیا چه بی اعتبار و حقیر است مختار؟ من، عبدالله پسر عمر خلیفه جهان گشای عرب که نامش موی بر اندام دشمن راست می کرد باید دست به دامان جوانک بی پایه و بی دین و بوالهوس شوم.
مختار: شما می توانستید قدرت مرحوم عمر را به ارث ببرید، میدان مملکت داری و حکومت اعراب می توانست جولانگه خلیفه زاده باشد که در درایت و دیانت دست کمی ندارد، شما آدم کمی نبوده و نیستید شیخ، همین امروز اراده کنید می توانیم ابن زبیر را کنار بزنیم.

ابن مطیع: درود بر دلاور جنگجوی ثقفی، کیف حال مختار؟
مختار: حکمت چیست که اغلب رجل سیاسی مکه نامشان عبدالله است؟
ابن مطیع: وقتی خانه بیت الله است، خادمین باید هم عبدالله باشند. اهلاً و سهلاً ابو اسحاق.
مختار: اهلاً و سهلاً.
ابن مطیع: پوشیدن روی در این خانه کراهت دارد، این خانه حریم امن است، از چه می ترسی؟
مختار: ترس از من عبدالشیاطینی است که خود را خادم این خانه می خوانند.
ابن مطیع: این باورها اجر مجاهدتهایت را ضایع می کند، تو سرزمین مشعر و منایی، در عرفات، در سعی صفا و مروه، در مکه حاجی باید مراقب همه جایش باشد، علی الخصوص زبانش، رمی جمره ات را به بغض و کینه تباه مکن!
مختار: رمی جمرۀ من امروز رمی یزید است رفیق.
ابن مطیع: مرحبا، پس چرا به خادمین خانه ای که قصدشان رمی یزید است اهانت می کنی، پسر زبیر را عبدالشیطان نامیدن، بی انصافی ست، او از صالحین ماست.


ابن زبیر: اهلاً و سهلاً مختار.... (خنده مختار) به چه می خندی مختار؟
مختار: مسخره  است.
ابن زبیر: چه فرمودید!؟
مختار: عرض کردم مضحک است، مسخره  است.
ابن زبیر: چه چیزی مسخره و مضحک است؟
مختار: همین بساطی که به راه انداخته اید. این جا یمن است یا مکه؟ شما عبدالله زبیر هستید یا سلیمان نبی، این تخت طعنه به تخت سلیمان می زند، نکند قصد ادعای نبوت دارید؟
ابن زبیر: نه، نه، مختار، نه! نبوت لقمه گلوگیری ست، خفه ام می کند. مزاج ما با شبه نبوت سازگارتر است، پای در نعلین انبیاء کردن حماقت محض است، رسول الله، نه، خلیفه الله، ما به همین خلیفه اللهی قانئیم.
مختار: خلیفه الله بودن این همه معجزه نمی خواهد.
ابن زبیر: نشد مختار، نشد! ما در اوصاف تو شنیده بودیم،  که سیّاسی پس کو؟ چرا مثل یک عامی بی سواد سخن می کنی؟ اگر حکمت معجزات ما را می دانستی به سخره شان نمی گرفتی!
مختار: تا جایی که من می دانم دین ما دین اعتدال است و سادگی، بهترین نمونه اش هم کعبه.
ابن زبیر: تو ساده تر از علی و والیانش دیده ای؟
مختار: ندیده ام و نه هرگز خواهم دید.
ابن زبیر: من با تمام اختلاف نظرهایی که با مسلک علی داشته و دارم، اقرار می کنم که سادگی جایی در عراق عرب به همراه ابوتراب به خاک سپرده شد، فرق علی را چشم ظاهربین مردم شکافت نه شمشیر ابن ملجم مرادی، حسین را همانهایی کشتند که عقل شان به چشم شان بود. حالا تو و امثال تو دم از دیانت و عدالت و سادگی بزنید. امویان سالهاست که با جلال و جبروت شان برگرده مسلمین سوارند و یکه تازی می کنند، زرق و برق کاخ سبز دمشق، مسجد اعظمشان یک نمونه، مسجدی ساختند که آدمی از تحیر دهانش باز می ماند، خب چرا ما مکه را در برابر شام علم نکنیم؟ هان!


ابن زیاد: تأخیر داشتی قاصد، دو سه روز تأخیر کردی چرا؟
قاصد: خلیفه متألم بودند مرا به حضور نمی پذیرفتند.
ابن زیاد: بلا دور باشد، از چه متألم بودند؟
قاصد: در غم و اندوه عزیزی از دست رفته به سوگ بودند.
ابن زیاد: متوفی که بود؟
قاصد: ابو غیث!
ابن زیاد: ابو غیث، بوزینه اش؟
قاصد: ابوغیث بوزینه نبود، انیس و مونس خلوت امیرالمؤمنین بود. ابوغیث نزدیک ترین یار خلیفه بود.

الحسنا: کجایی مختار؟
مختار: در طائف، کنار خوب ترین مادر دنیا، دومه الحسنا، توفیق اجباری شد که بعد از سال ها دوری، مدتی در جوار مادر زندگی کنم، فقط حضور شما در طائف رنج تبعید را در من هموار کرده. خدا سایه ات را از سر فرزند نامرامت کم نکند.
الحسنا: تو هم مثل پدر خدا بیامرزت جانت به شمشیر و اسبت بسته است. او هر وقت به یکی از جنگ هایش می رفت، وصیت می کرد، دومه اموالم را به تو بخشیدم، اما جان و آبرویم را به پسرم مختار، اسب و شمشیرم را نگه دار تا مختار به سن بلوغ برسد، به او بگو پدرش میراثی گرانبهاتر نداشت، او به شمشیرش عاشق تر بود تا من.
مختار: من به اتکای همان میراث گرانبها آبروها کسب کرده ام، اما اینک فرزند فرزند نحس زبیر با تزویر شمشیرم را از کار انداخته، مادر من با هزار امید و آرزو راهی حجاز نشدم تادر حضار نامرئی چشم و گوش زبیریان اسیر باشم.
الحسنا: تو ناشی و نابلد راه نیستی پسرم! تو این حصار نامرئی را خواهی شکست. پسر زبیر با تزویر زمین-گیرت کرده، بسیار خوب تو هم رندی کن.
مختار: چگونه مادر؟ او خون حسین را بهای حکومت خود کرده، به اهل حجاز دروغ بزرگش را راست می پندارد، چطور رسوایش کنم؟
الحسنا: باید روی خوش نشان بدهی، تو کار خوبی نکردی حکومت عراق را شرط بیعت با زبیریان قرار دادی، تو نیتت از خونخواهی حسین، حکومت عراق است؟
مختار: خدا می داند که نیتم این نیست!
الحسنا: پس چرا آن را شرط بیعت خود کردی؟
مختار: مادر من یقین دارم آل زبیر قدرت بگیرد، خون حسین را رها می کند، و قاتلین پسر پیامبر را می بخشد، حکومت عراق را شرط بیعت کردم تا بتوانم قاتلین حسین را تعقیب کنم.


مختار: من با هر چیز گیج کنننده و سرگیجه آور مخالفم، با اجازه!
ابن زبیر: تو بردی مختار!
مختار: چه چیزی را بردم شیخ!؟
ابن زبیر: من ذاتاً عادت دارم حریفانم را گیج کنم، یکی را با فلسفه، یکی را با شرعیات، یکی را با حیله، یکی را با گردونه، تو با هیچ کدام گیج نشدی مختار. کسی که به شمشیر خدعه نشکند، به هیچ شمشیری نمی شکند، حکومت عراق عرب به شرط پیروزی بر یزید علیه العنه، مال تو.


ashura picture عاشورا در ايران

لينكهاي مرتبط با مختارنامه:

----------------------

تییتراژ و موزیک متن:

دانلود آهنگ تيتراژ ابتدائي سريال مختارنامه ( تیتراژ جدید مختارنامه با کیفیت بالا 192k )

دانلود آهنگ تیتراژ پایانی سریال " مختار نامه " با کفیت بالا

دانلود موزيك متن مختارنامه قسمت اول ( گندم زار ) با كيفيت 192k

دانلود موزيك متن مختارنامه مناسب براي زنگ موبايل  (۲)

موسیقی متن مختارنامه – مسلم (ع) و امام حسن (ع)

زنگ موبايل : دانلود تيتراژ پاياني " سريال مختار نامه " برای زنگ موبایل


دیالوگ های ماندگار:

دیالوگ های ماندگار سریال مختار نامه - قسمت اول "کوشک سفید"

دیالوگ های ماندگار سریال مختار نامه - قسمت دوم"خروس جنگی"

دیالوگ های ماندگار مختار نامه - قسمت هفتم خر دجاّل

دیالوگ های ماندگار سریال مختارنامه قسمت هشتم "شیران در زنجیر"

دیالوگ های ماندگار مختارنامه قسمت نهم "نینوا"

دیالوگ های ماندگار سریال مختارنامه قسمت دهم" خون خدا "

دیالوگهای ماندگار مختارنامه قسمت یازدهم”نوشدارو”


نگاهی به لوكیشن‌های سریال مختارنامه (ایرانگردی با مختار)

کلیپ : کوفیان هزار رنگ - غربت سفیر حسین (ع) در کوفه

استقبال از سریال مختارنامه توسط شيعيان عربستان

درباره نقش ایرانیان در قیام مختار چه می دانید؟

نشان دادن چهره حضرت عباس(ع)درمختارنامه

چگونه فریبرز عرب نیا «مختار» میرباقری شد؟

مردی که می خواست مختار باشد 

بوقلمون های مختار


عکس ها:
 

عکس های بازیگران سریال مختارنامه ( 2 )

عکس های بازیگران سریال مختارنامه ( 3 )

عکس های سریال مختارنامه ( 4 ) منتخب قسمت هفتم

عکس های بازیگران سریال مختارنامه منتخب قسمت هشتم

عکس های بازیگران مختارنامه قسمت دهم


شرح حال بازیگران :
 
 
 
 
 


تردید در «عمل به تکلیف» حاصلی جز خسران و پشیمانی ندارد

نظر امام محمد باقر در رابطه با مختار ثقفی

 
 
 
 

مختار ثقفی روز عاشورا کجا بود؟

 عوامل سریال تلویزیونی مختارنامه

10نکته‌ای درباره مختار نامه

منابع و ماخذ مختارنامه

بازیگران مختار نامه

مختار کیست ؟