«مختارنامه» به روایت مدیر روابط عمومی سریال ـ قسمت ششم

بوقلمون های مختار

 

بازیگر نقش حضرت عباس (ع) را با چه کسی اشتباه گرفتند؟
با پیشنهاد یکی از خوانندگان این سلسله از خاطرات تصمیم گرفتم تا در ابتدای هر قسمت، چند کلمه ای درباره اتفاق های هفته گذشته مختارنامه بنویسم. هفته گذشته حجم عمده ای خبر و مطلب درخصوص حضور حضرت اباالفضل عباس (ع) در سریال مختارنامه منتشر شد.

در این خصوص موضع گیری های مختلفی صورت گرفت و حرف های عجیب و غریب زیادی زده شد که جمع بندی آنها و پاسخ سریال مختارنامه به این مباحث را در قالب یک مطلب تفضیلی به زودی بر روی سایت منتشر خواهم کرد. خبرگزاری «ایسنا» هفته قبل مصاحبه ای با «کاوه فتوحی» بازیگر نقش اباالفضل منتشر کرد.

 البته این مصاحبه فروردین سال گذشته و در زمان حضور خبرنگاران در سر صحنه سریال مختارنامه در شهرستان شاهرود توسط خانم «پیوند مرزوقی» انجام شد و در این مقطع اصطلاحا «باز نشر» شده اما همین انتشار مجدد مصاحبه باعث شد تا من با حجم قابل توجهی از تماس های تلفنی همکارانم مواجه شوم که خواستار مصاحبه با «کاوه فتوحی» بودند! چنین کاری ممکن نبود و عذر خواهی من از همکارانم باعث شد تا اکثریت قریب به اتفاق آنها از من گلایه کنند و بگویند:«چرا کاوه فتوحی با ایسنا مصاحبه کرده است»؟!


این روحیه همکارانم برایم جالب است. متاسفانه برخی از آنها این زحمت را به خود نمی دهند که مصاحبه یا مطلب را تا به انتها بخوانند و سپس درخصوص آن موضع گیری کنند. همه آنها به صرف دیدن تیتر مصاحبه تصور کرده اند یکی از همکاران شان زودتر از آنها این مصاحبه را انجام داده و حالا آنها باید برای این  که از این جریان عقب نمانند، با این بازیگر مصاحبه کنند. متاسفانه برای اغلب آنها نیز این مسئله اهمیت چندانی ندارد که این بازیگر از چه قسمتی در سریال حضور پیدا خواهد کرد؟ به چه سوالی باید جواب دهد؟ درخصوص چه موضوعی باید صحبت کند؟ و.... مهم فقط «مصاحبه کردن» است و در این مسیر «اولین بودن» جزو نکات بسیار با اهمیت است.


چند روز قبل یکی از همکاران عزیزم هم با من تماس گرفت و با اصرار فراوان درخواست کرد تا شماره «کاوه فتوحی» بازیگر نقش عباس (ع) را برای مصاحبه به او بدهم. به این همکار عزیز همان توضیحات را دادم. او سپس شماره تماس بازیگری را خواست که در این سریال نقش حضرت اباالفضل را ایفاء می کند! برایش توضیح دادم که این دو نقش توسط یک نفر ایفاء می شود و حضرت اباالفضل عباس (ع) در واقع یک شخصیت است اما چند دقیقه بعد او که قانع شده بود امکان مصاحبه با بازیگر نقش حضرت عباس فراهم نیست، باز هم با اصرار شماره تلفن بازیگر نقش حضرت اباالفضل را می خواست! این وضعیت خبرنگاری است که در یک کشور شیعه در یک نشریه رسمی در حال فعالیت است. خبرنگاری که نمی داند دو فردی که می خواهد با او مصاحبه کند در واقع یک نفر است و جالب آنکه این یک نفر، یک شخصیت تاریخی و دینی مهم است.


چنین مشکلی این روزها شامل حال مصاحبه با «داوود میرباقری» و «فریبرز عرب نیا» هم شده است و همه همکاران رسانه ای من یا می خواهند با کارگردان سریال گفت و گو کنند یا با بازیگر نقش اول کار! بارها به آنها گفته ام به چه علتی امکان گفت و گو نیست و از آنها خواسته ام تا با مراجعه به سایت، پاسخ سوال های خود را در بخش «پاسخ های مهم» دریافت کنند اما هیچ کس چنین زحمتی به خود نمی دهد و اغلب می خواهند سریال را به نوعی «مصرف» کنند و خیلی در قید و بند کمک کردن به خالقان اثر برای انتقال درست تر موضوع و یا پرداختن به جنبه های محتوایی اثر نیستند.
برای اطلاع شما خوانندگان محترم می خواهم چند خاطره کوتاه از «کاوه فتوحی» را ذکر کنم. خیلی ها درباره نحوه حضور او در سریال مختارنامه سوال دارند. بخش عمده ای از این نکات تا بعد از پایان بازی او در سریال مختارنامه قابل ذکر نیست؛ چون این بخش هم حاوی مطالبی مهم است و هم حاوی مطالبی حساس که فعلا جای زمان طرح آن نیست. نوروز 1388 که بخش های مربوط به کربلا در شاهرود فیلم برداری می شد، من و کاوه فتوحی در یک هتل با هم بودیم و بارها پیش می آمد که با هم سر صحنه می رفتیم و هم مسیر می شدیم. کاوه پسر کم حرف، محجوب و آرامی بود. جالب آنکه در آن روزها سریالی پخش می شد که در آن بازیگری نقش فردی زیبا را ایفاء می کرد. شاید باور کردنی نباشد اما وقتی با کاوه فتوحی فاصله ای کوتاه تا هتل را پیاده می رفتیم یا در بازار شاهرود قدم می زدیم، بسیاری از مردم عادی جلو می آمدند و با دیدن او تصور می کردند کاوه همان بازیگری است که در آن سریال نقش آن فرد خوش سیما را ایفاء کرده است. وقتی متوجه می شدند کاوه آن بازیگر نیست، می گفتند چرا آن کارگردان کاوه را برای ایفای آن نقش انتخاب نکرده است؟! اینها نشانه های خوبی بود که همه عوامل مختارنامه آن روزها دریافت می کردند و بر اساس آن متوجه می شدند این انتخاب میرباقری هم مانند همه انتخاب های دیگرش درست و هوشمندانه بوده است.
راستی! پنج شنبه عید سادات بود. ما هم در مختارنامه چند سید داشتیم که هر سال عید غدیر سر صحنه از آنها عیدی می گرفتیم. یکی از آنها «سید داوود میرباقری» کارگردان سریال بود که در چنین روزی همیشه دست به جیب می شد و عیدی خوبی هم می داد. با توجه به زیاد بودن تعداد عوامل، رقم عیدی از 2000 تومان آغاز می شد و به 1000 تومان و در نهایت به 500 تومان می رسید ولی همه آنها امضاء داشت و می شد با آن کلی پُز داد! سید بعدی «سید محسن شاه ابراهیمی» مدیر طراحی سریال بود که البته عیدی نمی داد! «سید مهدی موسوی» دستیار اول طراح صحنه هم از بچه های گُل سریال بود که به دلیل نزدیکی سن و سال با هم، خیلی دمخور بودیم. حامد میرباقری پسر داوود میرباقری و دستیار کارگردان نیز سید بعدی بود. گاهی برخی از بازیگران نیز سید بودند و اگر بازی آنها همزمان با روز عید غدیر می شد، به عوامل هدیه می دادند. این هدیه از پول نقد بود تا شکلات و گاهی هم هدایای ابتکاری. مانند آنچه که یکی از بازیگران بخش «مکه» به من داد و تصویر آن را در اینجا قرار می دهم.

 


بوقلمون های مختار


سریال مختارنامه در شروع فعالیت خود افراد متخصص و اصطلاحا «آس» سینما و تلویزیون را در خود جمع کرده بود اما دامنه اطلاعاتی این افراد نیز مانند تمامی آدم های روی کره زمین محدود و مشخص بود و گاه در طول کار اطلاعات جدید و تازه ای به آنها اضافه می شد.

یک نمونه بسیار ساده از تجربه های خوبی که در سریال مختارنامه اتفاق افتاد، مربوط به ساخت وسایل صحنه می شود که در ابتدا به سرپرستی «عادل بزدوده» آغاز شد و در ادامه توسط «داریوش میرزایی» ادامه یافت.

در آن روزها این جمله معروف شده بود که در مختارنامه همه چیز ساخته می شود، به جز اسب ها که با نمونه های 1400 سال قبل خود تفاوتی ندارند!

 ساخت و ساز همه چیز را در بر می گرفت. از سنگفرش کف کاخ های کوفه تا گاری و چرخ و منجنیق. در مختارنامه قرار بود چند جنگ بزرگ به تصویر کشیده شود. سربازان باید کلاهخود، زره، شمشیر، نیزه و... را با خود در جنگ حمل می کردند.

 در سریال های قبلی به روال واقعیت تاریخی این وسایل از جنس «آهن» ساخته می شود. وقتی بازیگری برای ایفای نقش در این آثار انتخاب می شد، ناگهان با حجم عظیمی از آهن مواجه می شد که در قالب لباس، زره، کلاهخود، نیزه، شمشیر و... باید با خود حمل می کرد.

این وزن سنگین وسایل بازیگران را آزار می داد و در صحنه های جنگی که نیاز به تحرک بالای بازیگران وجود داشت غیر قابل تحمل می شد. برای همین در مختارنامه ابتکار جالبی اتفاق افتاد و برای ساخت این ابزارهای سنگین به سراغ ماده ای شیمیایی و شبیه پلاستیک به نام «رزین» رفتند. در آن مقطع با استفاده از همین ماده سپرها و کلاهخودهایی ساخته شد که در ظاهر آهنی و سنگین بودند اما وزن بسیار سبکی داشتند.


در همان مقطع بود که با حضور در کارگاه ساخت شمشیر متوجه نکته ای جالب شدم که تا آن زمان توجهی به آن نداشتم.

فرم و مدل شمشیرهای عربی کج و هلالی بود اما شمشیرهایی که برای ایرانی ها ساخته می شد، مثل سیخ کباب راست و صاف بود. وقتی علت این تفاوت را از جلیل فتوحی نیا طراح صحنه سوال کردم گفت: اعراب هنگام جنگ با شمشیر، با قوس شمشیر خود به دشمن ضربه می زدند اما ایرانی ها و یونانی ها که شمشیری صاف داشتند، با نوک شمشیر به دشمن حمله می کردند و شمشیر را در بدن دشمن خود فرو می کردند و به همین دلیل شکل این دو اسلحه متفاوت است.


در مقطع دیگری از پیش تولید و روزهای منتهی به آغاز فیلم برداری سریال، کارگاه ساخت تیرِ کمان تصمیم گرفت تا تعدادی تیر واقعی بسازد که در نماهای بسته مصرف داشت. یعنی جایی که دوربین همه چیز را درشت می بیند و نیاز است همه چیز واقعی به نظر برسد، از این تیرها استفاده می شد.

 در طراحی اولیه ذکر شده بود که انتهای تیر باید با پَر بوقلمون قرار می گرفت. این مسئله از آن جهت لازم بود که وجود پَر بوقلمون در انتهای تیر سبب می شد تا موقع شلیک تیر به شکل واقعی حرکت کند و به هدف بخورد. بد نیست بدانید کشتار بوقلمون در تهران محدود است و در زمان های خاصی صورت می گیرد اما فیلم و سریال که این چیزها سرش نمی شود! باورتان می شود در مقطعی کار بچه های تدارکات و تولید مختارنامه این شده بود که در حاشیه شهر بگردند و دنبال کشتارگاهی باشند که بوقلمون سَر می برد تا پرهای آن را برای مختارنامه بخرند؟! در نهایت این اتفاق افتاد و پَر لازم برای ساخت تیرها تهیه شد.


اینها نکاتی بود که تلاش می کردم در خبرهایم به آن اشاره کنم اما معمولا کمتر مورد استقبال خبرنگاران قرار می گرفت و اغلب می گفتند: «حالا اینا رو ولش کن! میرباقری کی مصاحبه می کنه»؟!!!


نقش کارتن پلاست در سریال مختارنامه
حضور در احمد آباد مستوفی یک برنامه ثابت کاری برای من به عنوان مدیر روابط عمومی بود. اغلب روزهای پنج شنبه به این کار اختصاص داشت. صبح کله سحر با سرویس پروژه به احمد آباد می رفتم و عصر با همان سرویس بر می گشتم.

 سرعت کار در این مرحله پیش تولید آنقدر بالا بود که بعد از یک هفته حضور در احمد آباد متوجه تغییرهای متفاوتی می شدم. در منطقه احمد آباد فضایی به نام «باغ سپاسی» وجود داشت که متعلق به فردی به نام «آقای سپاسی» بود. آنجا در واقع فضایی باغ مانند بود که پیش از مختارنامه برای برگزاری مراسم های جشن و عروسی اجاره داده می شد و حالا مختارنامه با اجاره آن، کارگاه های خود را داخل این فضا برپا کرده بود. اما برخی کارگاه ها بنا به ضرورت باید در محل ساخت دکور مختارنامه مستقر می شدند. «کارگاه نجاری» یکی از این محل ها بود. سرپرست آن یکی از قدیمی های صحنه و دکور در ایران بود:«اوستا صالح پناهی» که شخصیتی کاملا پدر بزرگ گونه داشت و در هر جمله اش انواع و اقسام قربان ـ صدقه و جمله های محبت آمیز را خطاب به مخاطبش به کار می برد.

 ساخت سالن قدیمی و مهم «تئاتر نصر» یکی از فعالیت های او در طول سال ها فعالیت در این عرصه بود. حالا در مختار هرچه در و پنجره چوبی می بینید، کار اوستا صالح و گروهش است.

 

به جز این، تخصص های مختلفی در احمد آباد دست به دست هم داده بودند تا دکورهای کوفه را آماده کنند. مثلا یک گروه مسوول درست کردن «داربست» بودند. گروه دیگری در کارگاه آهنگری فعالیت می کردند. چندین گروه بنایی هم در مختار حضور داشتند. در میان کارگران صحنه گروهی از کارگران زحمتکش افغانی هم حضور داشتند که سهم قابل توجهی در کارهای بنایی داشتند. در میان این نکته باید به نقش مهم «کارتن پلاست» و «پَنِل های گچی» یا همان دیوارهای پیش ساخته گچی و همچنین «لوله پولیکا» اشاره کرد که در شکل گیری دکورهای مختارنامه سهم عمده و به سزایی داشتند. دکورهایی که این روزها در سریال مختارنامه می بینید، بر همین اساس شکل گرفته است. یعنی ابتدا داربست زده می شد، سپس لوله های پولیکا به عنوان ستون قرار داده می شد و پس از آن بناها با ترکیبی از «کارتن پلاست»، «پَنِل های گچی» و توری های سیمی موسوم به «رابیتس» شکل نهایی را به خود می گرفتند و در نهایت هم لایه ای کاهگل بر روی آن می نشست تا ظاهر بناها شبیه به خانه های کوفه در صدر اسلام شود. بناهایی که به این شکل ساخته می شد، سبک بودند و به سادگی قابل خراب کردن بودند اما این به معنای سستی این بناها نبود. منطقه ای که در آن دکورهای سریال مختارنامه ساخته می شد، در ایام زیادی از سال در معرض وزش بادهای سخت و سنگین موسوم به «بادهای شهریار» بود.

شدت وزش این بادها به قدری زیاد بود که در تاریخ 4 اسفند سال 1382 بخشی از دیوارهای دکورهای کوفه را تخریب کرد و به همین دلیل باید بناها استحکام زیادی می داشت. ضمن اینکه در برخی قسمت ها گروه زیادی از بازیگران و هنروران بر روی سقف این بناها می ایستادند.

 اما علت این شکل از ساخت و ساز و استفاده از این جنس از مصالح این بود که زمین مختارنامه زمینی کشاورزی بود و باید در پایان فیلم برداری، طبق تعهد رسمی و محضری تهیه کننده تخریب و به شکل اولیه به صاحبان آن بازگردانده می شد و به همین دلیل نباید از مصالح ماندگار برای ساخت این بنا استفاده می شد.

در مقطعی هم که برای ساختن ساختمان کاخ دارالعماره کوفه، بنا به محاسبه های مهندسی از ستون های آهنی استفاده شد، از طرف مسوولان محلی مشکلاتی برای پروژه به وجود آمد که به مرور حل شد. اما همیشه این افسوس وجود داشت که چرا باید این دکورها در پایان فیلم برداری سریال تخریب شود؟ این اتفاق خوشبختانه تا این لحظه نیفتاده و ممکن است در آینده ای نزدیک در همین دکورهای مختارنامه سریال یا فیلم دیگری مقابل دوربین برود.


«عظیم جوانروح» مدیر فیلم برداری سریال نیز در آن روزها مرتب به احمد آباد مستوفی رفت و آمد می کرد. جوانروح در سریال معصومیت از دست رفته نیز مدیر فیلم برداری بود. بعدها برایم گفت که قرار بود در سریال امام علی (ع) هم به عنوان مدیر فیلم برداری حضور داشته باشد اما به دلیل سفری که به خارج از کشور داشت از همراهی میرباقری باز ماند.

حضور جوانروح در سر صحنه به این دلیل بود که دکورها در حال ساخت بود و باید او از همان زمان فکری برای جای قرار گرفتن پرژکتورها و سایر ابزار نوری می کرد.

در اغلب سریال های تاریخی ابتدا دکور ساخته می شود و سپس نوبت به انتخاب فیلم بردار می رسد. فیلم بردار نیز با دکور ساخته شده ای مواجه می شود که منابع نوری آن مبهم است و جایی برای قرار گرفتن چراغ ها برای آن در نظر گرفته نشده است.

این مسئله هزینه زیادی را به پروژه ها تحمیل می کند حال آن که با حضور جوانروح در آن روزها چنین مشکلی در ادامه کار متوجه پروژه نشد و کار در این بخش هم با کیفیت خوبی پیش رفت.
همزمان با این بخش از کار، گروه کارگردانی هم در حال انتخاب نهایی بازیگران بودند. آن روزها جدول های منظم و دقیقی تهیه شده بود که در آن نام و مشخصات نقش ها به همراه بازیگر نهایی قید می شد. نمی دانم تهیه این جدول کار چه کسی بوده اما نمونه ای از آن را در اینجا قرار می دهم.

 


 

خبرهای مختارنامه نیز بعد از انتشار در رسانه ها دسته بندی شده و در قالب فرم هایی که نمونه ای از آن را در این تصویر مشاهده می کنید، در آرشیو رسانه ای پروژه قرار می گرفت. همیشه یک کپی هم برای مسوولان سیما فیلم تهیه و ارسال می شد. مسوولان سیما فیلم گهگاه از پشت صحنه سریال بازدید می کردند و من هم در این بازدیدها حضور داشتم. هم خبری تهیه می کردم و هم از توضیحات کاملی که سرگروه ها برای آنها می دادند یادداشت برداری می کردم تا بعدها در خبرها و گزارش هایم از آن استفاده کنم.


روزی که باران آمد


در خبرهایی که تا اسفند 1382 درباره مختارنامه منتشر شده بود، به این نکته اشاره کرده بودم که فیلم برداری سریال مختارنامه از اواخر اسفند 1382 آغاز خواهد شد. البته با تاکید تهیه کننده سریال قید «در صورت مناسب بودن شرایط جوی» را به کار برده بودم که در قسمت قبلی این خاطرات به طور مفصل به آن اشاره شد. طبق آرشیو رسانه ای سریال مختارنامه، قرار بود فیلم برداری سریال در تاریخ 25 اسفند 1382 آغاز شود. در خبری که آن روز در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفت، «محمود فلاح» به این نکته اشاره کرده بود که «آغاز فیلم برداری سریال با سکانسی است که در آن عمر سعد ( با بازی شهاب عسگری) خواب خواندن خطبه در مسجد کوفه را می بیند و در این سکانس علاوه بر وی حدود 15 هنرور نیز حضور خواهند داشت». برای «عکس دار» شدن خبر هم تصویری از فریبرز عرب نیا در حال گریم را به خبرگزاری مهر داده بودم که در اغلب اخبار از این تصویر استفاده شد.


گروه صحنه و دکور از اواخر دی ماه بر روی ساخت و ساز خانه مختار و عمر سعد متمرکز شده بودند و قرار بود این دو مکان برای فیلم برداری آماده شود. این خبر در شرایطی اعلام شد که همه عوامل مختارنامه خود را آماده کرده بودند تا با آغاز فیلم برداری مختارنامه، در کلاس درس بزرگی حضور پیدا کنند که بعدها زندگی آنها را نیز تحت تاثیر قرار می داد اما ناگهان از احمد آباد مستوفی خبر رسید که به دلیل شرایط نامساعد جوی فیلم برداری در احمد آباد مستوفی ممکن نیست. زمانی این خبر منتشر شد که صفحات روزنامه ها بسته شده بود و امکان انتشار خبر تکمیلی و اصلاحی وجود نداشت. به همین دلیل روزنامه های همبستگی، خبر، نسیم صبا، آفرینش، خراسان، آفتاب و... روز بعد خبر آغاز فیلم برداری را در صفحات خود کار کردند.


ادامه این ماجرا را در قسمت بعدی این سلسله خاطرات در هفته آینده بخوانید.

تنظیم: http://persia24.blogfa.com

منبع:www.mokhtarnameh.com


لينكهاي مرتبط با مختارنامه:

دانلود آهنگ تيتراژ ابتدائي سريال مختارنامه ( تیتراژ جدید مختارنامه با کیفیت بالا 192k )

دانلود آهنگ تیتراژ پایانی سریال " مختار نامه " با کفیت بالا

دانلود موزيك متن مختارنامه قسمت اول ( گندم زار ) با كيفيت 192k

دانلود موزيك متن مختارنامه مناسب براي زنگ موبايل  (۲)

زنگ موبايل : دانلود تيتراژ پاياني " سريال مختار نامه " برای زنگ موبایل


دیالوگ های ماندگار سریال مختار نامه - قسمت اول "کوشک سفید"

دیالوگ های ماندگار سریال مختار نامه - قسمت دوم"خروس جنگی"

دیالوگ های ماندگار مختار نامه - قسمت هفتم خر دجاّل

دیالوگ های ماندگار سریال مختارنامه قسمت هشتم "شیران در زنجیر"

دیالوگ های ماندگار مختارنامه قسمت نهم "نینوا"


نگاهی به لوكیشن‌های سریال مختارنامه (ایرانگردی با مختار)

کلیپ : کوفیان هزار رنگ - غربت سفیر حسین (ع) در کوفه

استقبال از سریال مختارنامه توسط شيعيان عربستان

درباره نقش ایرانیان در قیام مختار چه می دانید؟

نشان دادن چهره حضرت عباس(ع)درمختارنامه

چگونه فریبرز عرب نیا «مختار» میرباقری شد؟

بوقلمون های مختار


عکس های بازیگران سریال مختارنامه ( 2 )

عکس های بازیگران سریال مختارنامه ( 3 )

عکس های سریال مختارنامه ( 4 ) منتخب قسمت هفتم

عکس های بازیگران سریال مختارنامه منتخب قسمت هشتم


 
 


تردید در «عمل به تکلیف» حاصلی جز خسران و پشیمانی ندارد

نظر امام محمد باقر در رابطه با مختار ثقفی

 
 
 
 

مختار ثقفی روز عاشورا کجا بود؟

 عوامل سریال تلویزیونی مختارنامه

10نکته‌ای درباره مختار نامه

منابع و ماخذ مختارنامه

بازیگران مختار نامه

مختار کیست ؟