ياد ايامي كه استادي داشتيم!

 ياد ايامي كه استادي داشتيم!

روزي كه روزنامه‌ي كيهان در واكنش به مصاحبه استاد محمدرضا شجريان با بي‌بي‌سي فارسي، مطلبي نوشت و در آن شجريان را وطن فروش ناميد، خيلي‌ از ماها ناراحت شديم و به اين نوشته‌ي كيهان اعتراض كرديم كه مگر در اين سرزمين چند هنرمند محبوب مثل استاد شجريان وجود دارد كه با او اينچنين برخورد مي‌كنيم؟

آنروز ما مصاحبه ايشان را با بي‌بي‌سي گذاشتيم به حساب كار تبليغاتي قوي و حرفه‌اي و به ظاهر «بي‌طرف؟!» بي‌بي‌سي كه معمولا سعي مي‌كند ردپايي از خود در دشمني‌ها و كينه‌هايش عليه مردم ايران برجاي نگذارد!

اما مصاحبه اخير ايشان با تلويزيون صداي آمريكا را چگونه بايد توجيه كرد؟ هر كسي كه اندك شناختي از رسانه‌هاي غربي و مخصوصا صداي آمريكا داشته باشد، به خوبي مي‌داند كه اين رسانه بدون در نظر گرفتن كوچك‌ترين ظرايف خبري و شيوه‌هاي حرفه‌اي، به صراحت به دشمني با ايران و مردم ايران و انقلاب مردم ايران مي‌پردازد.

من مانده‌ام وقتي كسي تلويزيون كشور خودش را متهم به دشمني با مردم مي‌كند و حاضر نيست صدايش از تلويزيون كشورش پخش شود، چطور مي‌تواند با رسانه‌ي كشوري مصاحبه كند كه دشمني و سياست‌ خصمانه دولت آن كشور با مردم ايران در طول سالهاي گذشته كاملا آشكار و روشن است. كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت مصدق، حمايت‌ از رژيم شاه و نيز حمايت مادي و معنوي از جنايات وحشيانه رژيم صدام در حمله به ايران و سرنگوني هواپيماي ايراني، تنها گوشه‌اي از جنايات دولت آمريكا در حق ملت ايران است كه در اين جنايات، رسانه‌هاي آن كشور از جمله صداي آمريكا هم شريك هستند.

به نظر شما چه توجيهي وجود دارد كه استاد آواز ايران براي بيان انتقادات خود از دولت و حكومت ايران، به دامن كساني پناه ببرد كه دشمن واقعي مردم ايران هستند؟ يعني در نظر ايشان دلسوزي شبكه هاي صداي آمريكا و بي‌بي‌سي براي مردم ايران، بيشتر از تلويزيون ايران است؟ بي‌طرفي آنها چطور؟ بنابراين من هيچ توجيهي براي اين مساله سراغ ندارم جز اينكه آنرا ناشي از عدم هوش سياسي و سواد سياسي و شناخت سياسي جناب استاد بدانم! 

البته جداي از اصل مصاحبه استاد شجريان با صداي آمريكا، ايشان به مسائل مختلفي هم اشاره كرده‌اند كه آنها هم در جاي خود قابل بررسي و مناقشه هستند. از انتخابات و حوادث بعد از آن گرفته تا وضعيت موسيقي در ايران و 30 سال سركوب موسيقي و مسائل فقهي صداي زنان و عدم رضايت از پخش صداي استاد در رسانه‌ي ملي و تصنيف جديد براي حوادث اخير و... (جالب اينكه شجريان در همين مصاحبه اعتراف مي‌كند كه اين تصنيف را سال گذشته ساخته بوده، يعني يك سال قبل از حوادث اخير تهران!)

ايشان در بخشي از مصاحبه خود با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، از درگيري و آسيب و كشته شدن عده‌اي از هم وطنانمان اظهار تاسف و ناراحتي كردند كه البته اين مساله براي همه‌ي انسان‌هاي آزاده ناراحت كننده است، اما آنچه براي من جالب و قابل تامل بود، پناه بردن به راديوي آمريكا و بازگو كردن آن براي كساني است كه سالهاست دستهايشان به خون جوانان اين مرز و بوم آغشته است. گويي استاد عزيز اصلا يادشان نمي‌آيد كه آمريكا چه فجايع و چه جناياتي را در ايران مرتكب شده و رسانه‌هاي وابسته به آن هم چه توجيهاتي را بر آن جنايات داشته‌اند!

علاوه بر اين، پرسش‌هاي مجري صداي آمريكا هم براي من جالب بود. مخصوصا آنجايي كه آقاي مجري با طلبكاري خاصي از استاد مي‌پرسد كه چرا راديو و تلويزيون ايران از آثار ملي شما سوءاستفاده مي‌كند؟! جل‌الخالق! همين را كم داشتيم كه دايه‌هاي مهربان‌تر از مادر سر از صداي آمريكا در بياورند كه به لطف استاد شجريان سر درآوردند. همين را كم داشتيم كه راديوي آمريكا از جانب همه مردم ايران به استاد شجريان بگويد شما نماد آزادي و آزادگي ملت ايران هستيد كه به بركت مصاحبه ايشان به وي گفت. همين را كم داشتيم كه استاد شجريان از زبان ما مردم ايران با رسانه ي دشمن ما سخن بگويد كه گفت. ديگر چه چيزي باقي مي‌ماند؟ فقط يك چيز: از دشمنان برند شكايت به دوستان، چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟

من به استاد شجريان از خودشان به خودشان شكايت مي‌برم. من از ايشان شكايت مي‌كنم كه چرا ما را هم به عنوان مردم اين كشور نمي‌بيند و چرا از حقوق از دست رفته‌ي ما شكايت نمي‌كند؟ من از استاد شكايت مي‌كنم كه چرا براي خون‌هاي به ناحق ريخته هزاران ايراني هم‌وطن كه توسط آمريكا و رژيم صدام ريخته شده، تصنيفي را اجرا نمي‌كند؟

البته من هنوز هم از شنيدن آثار استاد لذت مي‌برم اما ديگر بين احساس و عقل خود سرگردان نيستم. ديگر براي تطهير چهره‌ي استاد، به توجيه و تفسير پناه نمي‌برم. ضمنا من از شنيدن سرود «آمريكا آمريكا ننگ به نيرنگ تو» در صدا و سيماي كشور خودمان بيشتر خوشحال مي‌شوم تا شنيدن «ايران اي سراي اميد» در صداي آمريكا!

درباره مردم و خواست مردم هم حرف تازه‌اي براي گفتن ندارم. اين روزها همه از مردم حرف مي‌زنند و ادعا مي‌كنند كه نماينده مردم هستند. حتي آن كسي كه كل آراي او از آراي باطله كشور هم كمتر بود، خودش را نماينده مردم مي‌داند! درباره دروغ تقلب هم فكر نمي‌كنم توضيح جديدي لازم باشد، جز اينكه از استاد شجريان مي‌خواهم فقط يك بار به جاي مصاحبه با صداي آمريكا و يا تلويزيون بي‌بي‌سي زحمت بكشند و دوباره سري به همان شهرستان محروم و دورافتاده «بم» بزنند و از نزديك با مردم آنجا صحبت كنند و نظر آنها را درباره تقلب جويا شوند. نتيجه‌ي آن هر چه باشد من مي‌پذيريم!

امید حسینی

گفت‌وگو ی اختصاصی با ايرج رامين‌فر: طراحي «نردبام آسمان»...

گفت‌وگو ی اختصاصی با ايرج رامين‌فر: طراحي «نردبام آسمان»...

ايرج رامين‌فر كه عنوان مدير هنري سريال تاريخي «نردبام آسمان» را بر عهده داشته‌است، خاطرنشان كرد: نهايت آمال و آرزوي من اين است ‌كه سعي كنم كاري ارائه دهم كه بينندگان ما به هويت خود و سرزمين‌شان پي ببرند....

 
نهايت آرزوي من نشان دادن هويت سرزمين ايران است
 ايرج رامين‌فر كه عنوان مدير هنري سريال تاريخي «نردبام آسمان» را بر عهده داشته‌است، خاطرنشان كرد: نهايت آمال و آرزوي من اين است ‌كه سعي كنم كاري ارائه دهم كه بينندگان ما به هويت خود و سرزمين‌شان پي ببرند.
 
اين طراح صحنه و لباس  با بيان اين كه جنبه‌ي هنري و حرفه‌يي كارهايي كه انجام مي‌دهد در مرحله‌ي دوم است، در اين‌باره توضيح داد: براي من سريال‌هايي كه كار مي‌كنم دو جنبه دارد؛ يكي جنبه‌ي هنري‌ و ديگري جنبه‌ي آموزشي‌؛ براي من كه مدت‌ها مدرس دانشگاه بودم، بخش آموزشي‌اش براي دانشجويان و بينندگان تلويزيون اهميت بيشتري دارد.
 
وي در پاسخ به اين پرسش كه دكورها و لباس‌هاي «نردبام آسمان» تا چه اندازه بر اساس مستندات تاريخي طراحي شده‌ و چه ميزان سند از اين دوره تاريخي در اختيار داشته‌است؟ گفت: اين سريال تاريخي با سريال‌هاي قبلي كه كار كردم مانند «تنهاترين سردار»، «ولايت عشق» و «ميرزا كوچك‌خان» تفاوت دارد.
 
ايرج رامين‌فر ادامه داد: از آن جا كه سريال ميراز كوچك‌خان به تاريخ معاصر ارتباط پيدا مي‌كرد ما اسناد و مدارك بسياري داشتيم. عكس‌هاي بسياري از دوران نهضت ميرزا باقي مانده‌است. در حقيقت ما درباره‌ي تاريخ معاصر اگر بخواهيم مستند‌گونه جلو برويم مشكلي نداريم. البته اين صحبت وجود دارد كه بسياري از فيلم‌ها و سريال‌هاي تاريخ معاصر مو به مو وابسته به اطلاعات و مدارك تاريخي نيست؛ چرا كه ما در واقع فيلم مستند نمي‌سازيم. درنتيجه طراح صحنه و لباس بايد تا حدودي كه تاريخ به هم نريزد براساس تخيل خود سازنده جلو برود.
 
اين طراح صحنه و لباس سپس يادآور شد: موقعي كه سريال ميرزا كوچك‌خان را در ماسوله و رشت كار مي‌كردم تمامي همرزمان ميرزا كوچك‌خان هنوز زنده بودند و من از آنها اطلاعات مي‌گرفتم، اما به هرحال عكس‌ها و مدارك و اسناد موجود هم به من كمك بسياري كرد.
 
وي در عين حال اظهار كرد: از دوره‌اي كه داستان سريال «نردبام آسمان» در آن اتفاق مي‌افتد، مطالب چنداني موجود نيست. غياث‌الدين جمشيد كاشاني يكي از شخصيت‌هاي بزرگ تاريخي ما از هر جهت است؛ به غير از مسائل نجوم، رياضيات و غيره، ايشان يك محاسبه‌گر بوده‌است. محاسبه ساخت تمامي طاق ضربي‌هايي كه در معماري اسلامي مي‌بينيد، منصوب به رسالات غياث‌الدين كاشاني در حوزه‌ي معماري مي‌دانند.
 
رامين‌فر ادامه داد: غياث‌الدين جمشيد كاشاني در دوران باشكوهي به لحاظ علوم زندگي مي‌كرده‌است؛ چراكه در آن دوران چشم و هم چشمي بسيار بوده‌است و براي مثال دربار تيموريان مي‌خواسته مفتخر به اين باشد كه در نجوم و علوم و صنايع پيشتاز است؛ بر اين اساس در اين دوران به دانشمندان داده شد كه بتوانند عرضه اندام كنند.
 
او با بيان اين كه طراحي صحنه و لباس سريال «نردبام آسمان» برايش تازگي داشته‌است، ادامه داد: اين نوع سريال براي من خيلي تازگي داشت؛ چراكه در وهله نخست درباره‌ي شخصيت يك دانشمند بود. بنابراين تا جايي كه اطلاعات به ما اجازه‌ مي‌داد ما به شخصيت علمي غياث‌الدين پرداختيم؛ در حقيقت انتخاب چنين داستان و شخصيتي، بعد جديدي به سريال‌هاي تاريخي داده‌است، غياث‌الدين كاشاني شخصيتي بوده كه از ميان توده‌ي آدم‌ها بلند شده‌است؛ او يك دانشمند و مخترع و يك شخصيت علمي است كه در كاشان به دنيا آمده و كارهايي كه انجام داده‌است تمامي‌اش مبنا و مبدا شده‌است. از اين لحاظ طراحي صحنه و لباس اين سريال برايم دشوار بود.
 
رامين‌فر سپس با بيان اينكه پيش از اين سريالي درباره‌ قرن نهم ساخته نشده‌است و «نردبام آسمان» از اين جهت تازگي دارد، اظهار كرد: ما تا به حال درباره قرن نهم (دوره تيموريان) كار نكرده بوديم. بر اين اساس تمامي بناها و لباس‌هايي كه تهيه شده‌، همه از صفر ساخته شده‌است.
 
وي درباره منابع خود براي طراحي صحنه و لباس سريال «نردبام آسمان» گفت: منابع من كمي تاريخ و كمي هم تصاويري است كه از آن زمان مانده‌است؛ ولي من نمي‌توانم به اين منابع چندان اتكا كنم.
 
رامين‌فر در اين باره توضيح داد: تصاوير يا همان نقاشي‌هايي كه از قرن نهم وجود دارد متعلق به 200 سال قبل است. در نتيجه در واقعيت آن دست برده شده‌است. من يك مثالي مي‌زنم از شاهنامه؛ تصاوير شاهنامه با حال و هوا و فرهنگ و لباس دوره صفويه كشيده مي‌شوند؛ بر اين اساس اگرچه رستم به هزاران سال قبل بر مي‌گردد اما ما در اين تصاوير لباس صفويه را بر تن رستم مي‌بينيم.
 
او درباره طراحي بناهاي اين سريال هم گفت: معماري‌هايي كه در سمرقند وجود دارد بسيار محدود است؛ اما چون اين منطقه جزيي از ايران محسوب مي‌شده‌است، در نتيجه براي فهميدن معماري سمرقند نيازي نيست كه شما به آنجا سفر كنيد چراكه معماري‌اش بسيار شبيه معماري ايراني است.
 
اين طراح صحنه و لباس ادامه داد: من در مورد سريال‌هاي تاريخي ترجيح مي‌دهم سفري به سرزميني كه الان وجود دارد، داشته باشم. براي مثال در «تنهاترين سردار» اين فرصت را داشتم كه به مكه بروم و از نزديك حال و هوا و زندگي مكه و مدينه را ببينم. اين سفر تاثيراتي روي من گذاشت و برايم الهاماتي داشت در پايه‌گذاري طراحي معماري مدينه در زمان پيامبر(ص).
 
ايرج رامين‌فر سپس خاطرنشان كرد: در مورد «نردبام آسمان» هم وضعيت به همين منوال بود. من سفري به سمت تركمن صحرا و منطقه‌ي مرزي و شمال خراسان رفتم و زيربناي لباس‌هايي كه طراحي كردم متعلق به افغانستان، تركمنستان و ايران است. در حقيقت اين لباس‌ها كلاژي از اين‌هاست كه خيلي به هم نزديك است. البته آنچه من مي‌گويم يك قانون در تاريخ بوده است. همه سرزمين‌ها در هزاران سال قبل خيلي به هم نزديك‌تر بود‌ه‌اند. وقتي طرف اسكانديناوي و اروپا مي‌رويد مي‌بينيد كه اساطير شاهنامه در داستان‌هاي آنها هم شكل مي‌گيرد؛ اين بدان معناست كه اين اساطير و هويت به طرف اروپا هم نفوذ كرده‌است.
 
مدير هنري سريال «نردبام آسمان» در پاسخ به اين پرسش كه اين سريال چه جايگاهي در كارنامه كاري‌اش دارد؟ گفت: من هنوز در حال تجربه‌كردن هستم. من نمي‌توانم يك جايي بگويم كه كامل شده‌ام. تنها مي‌توانم بگويم كه اين كار در بين سريال‌هاي تاريخي كه كار كرده‌ام يك قدم رو به جلو است. آنهم به‌دليل گروهي بوده‌است كه ما با آن همكاري كرديم. آقاي لطيفي (كارگردان) آدم بسيار آرام و اهل صحبت و تبادل‌نظر است و كار برايش اهميت دارد و در واقع تاريخ را از زاويه‌ي درستي مي‌بيند.
 
وي ادامه داد: وقتي ارتباط بين من و ساير اعضاي گروه درست شكل مي‌گيرد، فضا درست طراحي مي‌شود و طراح صحنه هم راضي است. «نردبام آسمان» جزء سريال‌هايي است كه از اين جهت ما هماهنگي نزديكي با هم داريم و فرصت خوبي برايم بود؛ در حقيقت مي‌توانم بگويم كه از اين كار راضي‌ هستم. با طراحي صحنه و لباس اين پروژه حس مي‌كنم كه يك قدم رو به جلو برداشته‌ام چرا كه احساسم بر اين است كه حال و هوا و فضاي آن دوران در اين سريال به خوبي درآمده‌است.
 
رامين‌فر كه طراحي صحنه و لباس سريال «چهل سرباز» و «بشارت منجي» را بر عهده داشته است، گفت:‌من چند سالي است كه در فرصت‌هاي محدود و فشرده كارهايم را انجام مي‌دهم. بنابراين اگر گروه با من هماهنگ نباشند ما نمي‌توانيم موفق باشيم. خوشبختانه ما در «نردبام آسمان» هيچ مشكلي نداشتيم و با اعصاب راحتي كار كرديم.
 
اين طراح صحنه و لباس سپس در پاسخ به پرسش ايسنا درباره لزوم لزوم ثبت و مستند‌كردن تجارب سريالهاي تاريخي، اظهار كرد: من هر لحظه كه خواسته‌اند تجارب كاري‌ام را دراختيار جوان‌ترها قرار دادم. و البته تنها يك بار به من اين فرصت داده شد كه كتابي درباره‌ي طراحي صحنه بنويسم؛ مسلما مطالب اين كتاب تمام نكاتي نيست كه مي‌خواستم درباره‌ي طراحي صحنه در بياورم. طراحي صحنه هنري است كه با مرور زمان تازه‌ و تازه‌تر مي‌شود.
 
وي ادامه داد: يك راه براي ثبت اين تجارب وجود دارد و آن اين كه پس از ساخت عوامل اصلي درباره تجارب كاري خود صحبت كنند؛ در موقعي كه ما فيلمبرداري مي‌كنيم من مطلقا فرصت ندارم كه به اين مبحث بپردازم. در واقع آن‌قدر درگير كار هستم و هر روز به كشف يك چيز جديد فكر مي‌كنم كه فرصت چنين كاري را ندارم. مگر اينكه سريال تمام شود و بعد به اين مقوله پرداخته شود. اين مساله هم به ديدگاه صدا‌وسيما بر مي‌گردد كه وقتي سريالي ساخته و تمام شد، با مهره‌هاي اصلي صحبت كنند و از تجارب آنها يك سريال يا فيلم تهيه كنند. دراين فيلم عوامل اصلي مي‌توانند بگويند كه چگونه يك كار ساخته مي‌شود و بسياري از مطالب را روشن كنند.
 
ايرج رامين‌فر تصريح كرد: ما هرچه در حوزه‌ي پژوهش و سينماي نوين داريم، ثمره‌ي سينماي پس از انقلاب است. تا قبل از انقلاب به جز فيلم‌هاي اندكي كه برجسته بوده و متفاوت از روند سينماي ساخته شده‌اند، ما سينما نداشتيم. بعد از انقلاب رفورم بزرگي در سينماي ما اتفاق افتاد و ما را به سينماي ملي كه از آن صحبت مي‌كنيم نزديك كرد؛ اما اين روند بايد تداوم داشته باشد. يك حركتي مي‌تواند در مقطعي وجود داشته باشد و در مقعطي قطع شود.
 
او بار ديگر به لزوم ثبت تجارب فيلم‌ها و سريال‌ها اشاره كرد و افزود: سينماگر ما نبايد براي ساخت يك فيلم و سريال از صفر شروع كند. بلكه بايد از زماني شروع كند كه عده‌اي ديگر تجربه كرده‌اند و به ثبت رسيده‌است؛ در چنين شرايطي منابع، مدام كامل مي‌شود و اين نفس پيشرفت دراين حوزه است. ما قرار است تجربه گذشتگانمان را تكميل كنيم نه اين‌كه آنها را از بين ببريم و يا منكر آنها شويم.
 
رامين‌فر به ذكر مثالي در اين باره پرداخت و گفت: فيلم ميرزا‌ كوچك‌خان به دوره‌ي رضاخان مي‌پردازد؛ آيا تجارب اين سريال به سريال‌هاي ديگر منتقل شد؟ من كه سازنده‌ي اين كار بودم مي‌گويم نه؛ خوب به اين سريال پرداخت نشد. به تجارب سريال «سربداران» خوب پرداخت نشد. حتي «مثل آباد» به عنوان داستان‌هاي فانتزي و عوامانه ادامه نيافت. ما بايد اين كمبود را در عرصه‌ي هنر و سينما درخودمان حل كنيم؛ آن وقت است كه اشتباهات قبلي را تكرار نخواهيم كرد و پيشرفت مي‌كنيم.
 
طراح صحنه و لباس سريال «نردبام آسمان» در پايان تاكيد كرد: پشت صحنه فيلم‌ها و سريال‌ها بايد جدي گرفته شود و علمي و تخصصي دراين باره صحبت شود؛ تا مشخص شود ما چگونه از اين نقطه به نقطه‌ي ديگر رسيديم.
 

منبع: rasekhoon.net

معجزه شق القمر پیامبر اسلام در تحقیقات ناسا

معجزه شق القمر پیامبر اسلام در تحقیقات ناسا

سازمان فضانوردی " ناسا " به پدیده دو نیمه شدن کره ی ماه و سپس پیوند خوردن این دو قسمت به یکدیگر

پی برد. پایگاه اینترنتی روزنامه ی عربی " الوطن " چاپ آمریکا به نقل از یک محقق علوم فلکی در این زمینه نوشت: سفینه ی فضایی آمریکایی " کلمنتاین " که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیمه ی متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. این محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به 1400 سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اسلام (ص) به نام " شق القمر" است. ناسا هیچ تفسیری برای کشف خود نیافته است. زیرا این اتفاق نادر تا کنون برای هیچ جرم آسمانی به وقوع نپیوسته است."


آيات اوليه سوره قمر حاكی از اين است كه ماه در گذشته شكاف عظيمی برداشته و دو نيم شده است و عكس‌هايی كه توسط فضانوردان موسسه ناسا از سطح كره ماه گرفته شده است شكاف‌هايی را بر روی اين كره نشان می‌دهد كه وقوع اين معجزه عظيم را اثبات می‌كند. 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، متن كامل سخنرانی آيت‌الله بی‌آزار شيرازی در نشست «شق‌القمر معجزه پيامبر اعظم (ص) با استناد به تحقيقات ناسا» كه به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مركز پژوهش‌ها و فعاليت‌های قرآن و عترت) برگزار شد بدين شرح است:
 

دكتر عبدالكريم بی‌آزار شيرازی با قرائت آيه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» گفت: همان‌طور كه ‌می‌دانيد در قرآن سوره‌ای به‌نام «قمر» آمده است. ابتدای اين سوره در مورد معجزه بزرگی است كه توسط ‌پيامبر (ص) برای مردم مكه ارائه شده است و آن مسأله اين است كه مردم مكه مانند ساير امم پيشين وقتی با معجزات طبيعی مواجه می‌شدند آن را حمل بر سحر و جادو می‌كردند تا اين كه مطرح كردند كه چگونه متوجه شديم كه او پيامبر (ص) است؛ زيرا هر كاری كه او انجام می‌دهد می‌گويند سحر است. 

وی گفت: در اين رابطه سران قريش گفتند كه سحر جادو در آسمان كارگر نيست بياييد يك معجزه آسمانی از پيامبر (ص) بخواهيم، نزد حضرت رسول (ص) رسيدند و گفتند: اگر تو واقعاً پيامبر خدا هستی و كارهايت گرو جادو نيست، ماه را دو نيم كن. حضرت (ص) فرمودند: اگر من از خدا بخواهم و خداوند اين كار را انجام دهد آيا واقعا مسلمان می‌شويد؟ پاسخ دادند: بله. 

وی افزود: ماه در حالت بدر بود كه سبب هنگام پيامبر (ص) با سران قريش در طبيعت رفتند و پيامبر آن‌جا از خداوند متعال درخواست كردند كه ماه شكافته شود و اين معجزه را مردم مشاهده كنند. 

با اين دعا ماه شكافته شد به طوری كه از ميان دو نيمه ماه كوه احر را مشاهده می‌كردند زمانی كه اين منظره را مشاهده كردند ابوجهل كه عناد نسبت به پيامبر (ص) می‌ورزيد گفت: ما مطمئن نيستيم كه اين سحر نباشد، ما صبر می‌كنيم تا مردمانی كه از صحرا باز می‌گردند بيايند و از آن‌ها بپرسيم كه آيا اين صحنه را ديده‌اند يا نه؟ و اگر گفتند كه ديديم پس جادو نيست پس از مدتی افرادی از صحرا بازگشتند و مورد سئوال قرار گرفتند و در پاسخ گفتند آری ما ديديم كه ماه دو نيم شده است در عين حال برخی دست از عناد برنداشتند. 

وی در ادمه سخنانش گفت: در اين زمينه آيات اوليه سوره قمر نازل شده است آن‌چه كه اين آيات بيان می‌كند اين است كه ماه در گذشته شكاف عظيمی برداشته است و دو نيم شده است و صريحا می‌فرمايد: «وَانشَقَّ الْقَمَرُ» دوم اينكه شكاف آن‌قدر بزرگ است كه به عنوان آيت خدا يا معجزه الهی ياد شده است «و إن يروا آية اگر ببيند اين آيت و معجزه الهی» راه سوم برخی شكافته شدن ماه را مشاهده كردند؛ اما اين را باز به حساب سحر و جادو گذاشتند و «وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ» برخی اين معجزه را تكذيب كردند و «وَ كَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا» و بسياری فعل گذشته «انشَقَّ» را به فعل مضارع كه در آينده است تفسير كردند و اين دو نيم شدن به عنوان يكی از آثار ظهور صورت می‌گيرد. 

وی گفت: اما اين معجزه مانند معجزه قرآن يك معجزه باقيه شده؛ زيرا بزرگ‌ترين امتياز دين اسلام اين است كه معجزه دارد، شما اگر از يك يهودی يا يك مسيحی بپرسيد كه آيا شما معجزه‌ای در دست داريد كه نشان دهد دينتان بر حق است می‌گويند ما عصای موسی (ع) را نداريم كه به شما نشان دهيم چگونه اژدها می‌شود. مسيحيان نيز می‌گويند ما حضرت عيسی (ع) را نداريم كه برای شما مرده را زنده و يا مريض را شفا دهد تا اين كه شما متوجه شويد. 

وی افزود: اما اگر از يك مسلمان بپرسند شما دليلی بر حقانيت دينتان داريد پاسخ می‌دهند من يك معجزه‌‌ای داريم كه معجزه باقيه است و مطالب بسيار مختلفی را در زمينه‌های متفاوت بيان كرده است كه امروزه دانشمندان می‌توانند آن را مشاهده كنند يكی ديگر از معجزات پيامبر (ص) و آثارش را فضانوردانی كه با آپولو به كره ماه رفتند مشاهده كردند و سال‌ها در رابطه با آن مطالعه و تحقيق كرده‌اند كه بحث امشب ما در اين باره است. 

وی گفت: در اين زمينه شخصيتی به‌نام دكتر «ديويد پيت كوك» كه هم اكنون رئيس كرسی حزب اسلامی بريتانيا است می‌گويد: من به وسيله آيه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» مسلمان شدم. 

وی می‌گويد: من علاقه‌مند به مطالعه اديان تطبيقی بودم درباره همه اديان مطالعه كردم به دين اسلام رسيدم، دوستی مسلمان داشتم به او گفتم من می‌خواهم در رابطه با اسلام تحقيق كنم، قرآنی با ترجمه انگليسی به من داد و من خوشحال شدم. شب هنگام همين كه قرآن را ورق می‌زدم نظرم جلب سوره قمر شد آن را باز كردم ببنيم قرآن درباره ماه، چه گفته است ديدم قرآن بيان كرده «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» آن قدر به فكر فرو رفتم و از خدا پرسيدم، بر فرض ماه شكافته شد چگونه دو مرتبه به حالت اولی بازگشت هرچه به فكرم مراجعه كردم برايم قابل هضم نبود به طوری كه از قرآن منزجر شدم و آن را كنار گذاشتم و اين آيه مرا از مطالعه قرآن منصرف كرد. 

وی ادامه می‌دهد: از آن‌جايی كه كارم خالصانه بود. چند شب بعد تلويزيون برنامه‌ای را ديدم كه سه فضانورد را نشان می‌داد كه مطالعات خود را در روی كرده ارائه می‌كنند. مجری برنامه اين سوال را از فضانوران می‌پرسيد كه شما بودجه بسيار سنگينی را به كره ماه برديد در صورتی كه در كره زمين اين همه مردم نيازمند هستند آيا بهتر نبود اين پول‌ها را خرج مردم كره زمين می‌كرديد؟ فضانوردان در پاسخ گفتند: پول‌هايی كه ما خرج اين سفرها كرديم به بی‌راهه نرفته است بلكه ما به يك حقايقی دست يافتيم كه اگر چندين برابر اين ‌پول را خرج می‌كرديم باز هم ارزشمند بود. مجری می‌گويد اين حقيقت چه بود اين همه ارزش داشت؟، آن‌ها گفتند: ما از قبل با رصد كردن ماه شكاف‌هايی را بر روی اين كره مشاهده كرده بوديم؛ اما به هيچ وجه نمی‌توانستيم در رابطه با آن‌ها اظهارنظر كنيم تا اين كه به كره ماه رفتيم و توسط آپولوی 10 ،عكس‌برداری كرديم و ما از فاصله 14 كيلومتری تصاويری را مشاهده كرديم كه اين‌ها به خوبی نشان می‌داد كه اين ماه در گذشته يك شكاف عظيمی برداشته است و زمانی كه با آپولوی 11 بر سطح كره ماه فرود آمديم از نزديك اين شكاف‌ها را مشاهه كرديم. آن‌ها ادامه دادند و گفتند ما اگر می‌خواستيم اين مسائل را برای مردم بيان كنيم كسی حرف ما را نمی‌پذيرفت تا اين كه اين سفرهای مكرر باعث شد كه ما چنين كشف مهمی را انجام دهيم. 

فضانوردان گفتند: موسسه ناسا سال‌ها در اين رابطه مطالعه و تحقيق انجام داده است و مقالاتی فراوانی در اين رابطه ارائه داده‌اند. در اين رابطه شكاف‌هايی فراوانی را می‌توان توسط عكس‌ها بر روی كره ماه ديد اين شكاف‌ها بر سه نوع است؛ اول شكاف‌های مارپيچی است دوم شكاف‌های دايره‌ای است كه گاهی قطرش به هزار كيلومتر می‌رسد و آخر شكاف‌های مستقيمی است كه به طور كمربندی دور ماه را گرفته است. دانشمندان احتمال می‌دهند كه شكاف‌های دايره‌ای در اثر سقوط سنگ‌های آسمانی است؛ اما شكاف‌هايی كمربندی كه دور ماه را گرفته است نمی‌تواند با سقوط سنگ آسمانی پديد آمده باشد. آن‌ها ادامه دادند: طبق تصاويری كه از توسط فضانوردان ارائه شده است كاملا مشخصی می‌شد كه اين دو نيم كره چگونه پس از جدا شده از هم به يكديگر جوش خورده و متصل شده‌اند.

وی ادامه داد: دكتر «ديويد پيت كوك» افزود كه مسئله شكاف و جوش خوردن در كره زمين هم اتفاق می‌افتد، در زير اقيانوس‌ها شكاف‌های عظيمی ايجاد می‌شود و سپس با مواد مذاب به هم جوش می‌خورد كه گاهی سبب به وجود آمدن كوه‌های عظيمی در زير اقيانوس‌ها می‌شود. اين موضوع را يك دانشمند آلمانی كشف كرده است كه اين قاره‌های كره زمين ابتدا يكی بودند يعنی تمام اين خشكی‌ها روزی يكی بوده و لذا اگر اين قطعات قاره‌ها را هم نزديك كنيم همه به هم متصل می‌شوند و يك قاره را تشكيل می‌دهند و اين در اثر شكافی است كه در زير اقيانوس به وجود آمده است و روز به روز به اين امتداد قاره‌ها افزوده می‌شود و فاصله آن بيشتر می‌شود به طوری‌كه سالی چند صدم سانتی‌متر اين فاصله‌ها افزايش می‌يابد و اين همان معجزه قرآن كريم است كه فرموده: «وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا» يعنی ما خشكی را كشش و گسترش داديم و هم می‌تواند يكی از نكات جالبی باشد كه قرآن كريم آمده است و علم روز و دانشمندان آن را كشف كرده‌اند. 

بی‌آزار شيرازی در ادامه سئوالی طرح كرد و گفت: يك بحثی كه اين جا مطرح است آن است كه اگر شق القمر در زمان پيامبر (ص) صورت گرفته است چگونه مكان‌های ديگر آن را نديده‌اند و فقط در عربستان مشاهده كرده‌اند. 

وی در پاسخ به سئوالش گفت: در اين باره آثاری است كه نشان‌گر اين موضوع است كه اين معجزه را تنها در عربستان نديده‌اند بلكه در كشورهای ديگر هم ديده شده است در يكی از نسخ خطی هندی كه در موزه بريتانيا در شهر لندن قرار دارد درباره مشاهده شق‌القمر در 14 قرن پيش سخن گفته شده است و يكی از دانشمندان اسلامی به‌نام دكتر «محمد حميدا» در كتابش كه درباره زندگی پيامبر اكرم (ص) است آن را نقل كرده است. 

حجت‌الاسلام بی‌آزار شيرازی ادامه داد: او می‌گويد: يكی از پادشاهان منطقه جنوب غربی هند اين انشقاق را در زمان خود مشاهده كرده و مردم اين مشاهده را نقل كردند و بعد كه عده‌ای از تجار مسلمان به هندوستان سفر می‌كنند زمانی كه به اين شهر می‌رسند خبر شق‌القمر را می‌شنوند و می‌گويند ما در هندوستان اين واقعه را مشاهده كرديم اين تجار صحت حرف آن‌ها را تأييد می‌كنند و می‌گويند اين معجزه اسلام (ص) است و پادشاه هند فرزند خود را به عربستان می‌فرستند تا تحقيق كند و زمانی كه متوجه می‌شود اين معجزه پيامبر (ص) بود مسلمان می‌شود. 

ديويد پی كوك می‌گويد: با ديدن اين برنامه انقلابی در من به وجود آمد و چه عجيب معجزه خداوند به دست پيامبر خود 14 قرن قبل ارائه كرده و امروزه اين فضانوردان به راحتی آن را مشاهده كردند و در اختيار ما قرار داده‌اند. 

بی‌آزار شيرازی در توضيح اين مسأله كه دانشجويان علوم قرآن و حديث چگونه می‌توانند در زمينه تفسير علمی داخل شوند گفت: در گذشته بعضی‌ها آيات قرآنی را با اقوال دانشمندان مقايسه و بررسی می‌كردند بعد اين اشكال به آن‌ها وارد شد كه اين فرضيه‌ها و نظريه‌ها تغيير می‌كند و قرآن يك امر ثابت است و اگر بخواهيم قرآن را با نظريات دانشمندان تطبيق دهيم بعد كه اين نظريه تغيير يافت قرآن را از آن وجاهت می‌اندازد. 

وی افزود: ولی من معتقدم كه آن‌چه را كه قرآن بيان كرده است اصل قرار می‌دهيم و آن‌چه را كه علم روز بيان كرده است اگر مطابق باشد می‌آوريم و اين چنين نبود كه قرآن را به خورد نظريه دانشمندان دهيم بلكه عكس اين قضيه بود. امروزه كاملا وضعيت متفاوت شده است اصلا موضوعاتی را با رأس‌العين مشاهده می‌كنيم مانند معجزه شق‌القمر كه به رأس‌العين توسط دانشمندان غربی ديده و توضيح و تبين شده است و اين فرضيه و نظريه فلان دانشمندان نيست و تغيير در آن صورت نمی‌گيرد. مثلا كروی بودن زمين زمانی فرضيه بود به طوری كه تا زمان مرحوم صاحب حدائق می‌گفتند زمين مسطح است ام امروزه كروی بودن زمين را مشاهده و عكس‌برداری كردند. 

وی در ادامه سخنانش گفت: همچنين بسياری از حقايق علمی قرآن را امروزه مشاده كرده‌اند منتهی موضوعات قرآن كه علمی است به گفته خود قرآن «قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِی یَعْلَمُ» خداوند اين قرآن را با علم خودش نازل كرده است نه با علم بشری يعنی علمی وسيع كه ارتباط با خدا، آخرت، طبيعت و ماورا‌لطبيعه دارد برخلاف علم بشری كه بسياری محدود است بنابراين قرآن خود وعده كرده است «سَنُرِيهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» مابه‌زودی آيات خود را در كيهان و آفرينش خود انسان را به انسان‌ها نشان خواهيم داد تا معلوم شود خداوند حق است. 

بی‌آزار شيرازی در ‌ايان سخنانش گفت: قرآن حق است چرا كه خود می‌فرمايد: «وَیَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ» آن كسانی كه اهل علم هستند متوجه می‌شوند كه آن‌چه كه بر تو نازل شده است حق است امروزه بسياری از دانشمندان بزرگ در آمريكا و اروپا با مشاهده اين آيات درباره كيهان و آفرينش بشر و اين آيات بسيار با عظمت مسلمان می‌شوند. ولی متأسفانه ما آيات قرآنی را بسيار سطحی نگاه می‌كنيم و تنها قرائت می‌كنيم «وَكَأَیِّن مِّن آیَةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ» چه بسيار آياتی كه در آسمان‌ها و زمين است و اين‌ها از آن عبور كرده و روی می‌گردانند. 

نشست «شق‌القمر معجزه پيامبر اعظم (ص) با استناد به تحقيقات ناسا» از سلسله نشست‌های بخش دانشگاهی ‌پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مركز پژوهش‌ها و فعاليت‌های قرآن و عترت) با سخنرانی دكتر «عبدالكريم بی‌آزار شيرازی»، رئيس دانشگاه مذاهب اسلامی و با حضور دكتر «سيد‌بابك فرزانه» رئيس مركز پژوهش‌ها و فعاليت‌های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی، 12مهرماه از ساعت 20 تا 22 در سالن شماره 3 پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار شد.

دانشجويان در محضر رهبر انقلاب چه گفتند؟

دانشجويان در محضر رهبر انقلاب چه گفتند؟
 
درخواست برخورد با عوامل اصلي فتنه‌هاي اخير، پرسش از نحوه مواجهه با خطاهاي احتمالي دولت
 

مراسم افطاری رهبر انقلاب با دانشجویان امسال نیز در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد. در این مراسم، نماینگان تشکل‌های دانشجویی اظهارات خود را مطرح و سپس رهبر انقلابی بیانات خود را عنوان کردند.

به گزارش رجانیوز، از نکات قابل توجه اظهارات دانشجویان در افطاری امسال، صراحت ویژه در طرح مطالبات بود؛ مطالباتی که بخش عمده آن حول برخورد با عوامل اصلی فتنه‌های اخیر از جمله خاتمی و موسوی، رفتار و یا سکوت نابجای برخی نخبگان، مدیریت ناسالم دانشگاه آزاد، نحوه مواجهه با دولت مورد حمایت رهبری به‌خصوص در زمینه انتقاد از خطاها و... بود.

متن کامل اظهارات نمایندگان انجمن اسلامی مستقل، دفتر تحکیم وحدت، جنبش عدالتخواه دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان به نقل از سایت‌های این 4 اتحادیه دانشجویی در ادامه آمده است:

متن کامل سخنان نماينده اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل در محضر رهبر انقلاب

جنبش دانشجويي با تكرار 13 آبان، لانه جاسوسي براندازان را تسخير خواهد كرد

متن کامل سخنان مهدي طوسي نماينده اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل در محضر رهبر انقلاب به شرح زير است:

«من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمهنم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا»

عرض سلام و ادب و احترام دارم به پيشگاه مقدس حضرت ولي عصر(عج)، ارواح طيبه شهداي اسلام و امام راحل(ره) و آرزوي سلامتي و طول عمر پر برکت براي حضرتعالي. و خداوند متعال را سپاسگزارم که بار ديگر توفيق بهره مندي از فيض حضور متبرک شما را نصيب ما نمود.

رهبر عزيز و گرانقدر انقلاب

انتخابات بيست و دوم خرداد، حقيقتاً برگي زرين در تاريخ شکوهمند کشورمان بود و وحدت و اتفاق نظر مردم عزيز که در قالب مشارکت 40 ميليوني در انتخابات متبلور گشت، به عنوان پشتوانه عظيم نظام جمهوري اسلامي باقي خواهد ماند.

در خصوص تحليل و ارزيابي اين واقعه بزرگ و رخدادهاي حين و پس از آن تا کنون سخن بسيار گفته شده که در اين مجال اندک قصد پرداختن دوباره به آن را نداريم، لکن بايستي نکاتي را در اين باره يادآور شويم.

اول- بي شک مهمترين پيام حضور 85 درصدي مردم در پاي صندوق هاي رأي، رأي به اعتماد و کارآمدي نظام مردمسالاري ديني است و آنچه بيش از هر چيز در اين انتخابات اهميت داشت اين حضور بي نظير و غرور آفرين بوده است.

پر واضح است که مبناي تمام هجمه ها و حملات و توطئه ها که تحت عناوين مختلف صورت گرفت، خدشه دار نمودن و ضربه زدن به اين حضور 40 ميليوني است که مي تواند و بايد جهشي بزرگ در مسير متعالي انقلاب اسلامي و کشور ايجاد نمايد.

نظاره گر هستيم که در صحنه بين الملل از يک سو گفتمان نوين و نفوذ نرم افزاري جمهوري اسلامي مرزهاي سياسي را درنورديده و ملت هاي آزاديخواه و مستضعفين جهان به آن لبيک گفته اند و از سوي ديگر تمامي کشورهاي استکباري که منافع امپرياليستي خود را در خطر ديده اند به صف آرايي جدي در مقابل اين مقاومت جهاني و پرچمدار آن يعني ايران اسلامي پرداخته اند.

قطع به يقين اغتشاشات و ناآرامي هاي اخير نمايان کننده اوج سرمايه گذاري، برنامه ريزي و همه مايحتوي غرب بود که براي جنگ با ما به ميدان آورده بودند و البته ذليلانه عقب نشيني کردند.

دوم- در جريان انتخابات اخير و به خصوص پس از آن، اتفاقاتي رخ داد که يقيناً نگاه مردم و جريان دانشجويي را نسبت به برخي حوزه ها دچار تغييرات اساسي نمود. در اين ميان تأمل برانگيزترين نکته، نحوه حضور و مواجهه خواص و نخبگان با مسائل اخير است.

برخي خواص و به اصطلاح نخبگان، متأسفانه خود، طراح و پشتيبان اتفاقات غيرقانوني و ضد مردمي پس از انتخابات بودند و عالمانه چنين راهي را در مقابل رأي و اراده مردم برگزيدند. اين دسته از خواص که به حق بايستي ايشان را پيام آوران ديکتاتوري مدرن در تاريخ معاصر ناميد، از همه توان مالي، تبليغاتي و تشکيلاتي خود و همچنين هم افزايي با امکانات رسانه اي و تشکيلاتي دشمنان قسم خورده مردم ايران و جريانات ضد نظام براي انحراف انقلاب از مسير اصيل خود بهره برداري کرده و در اين راه از هيچ حربه اي دريغ نکردند.

اين دسته از خواص که از حمايت سران انگليس، امريکا و اسرائيل تا ائمه ي جماعات مسجد هاي ضرار برخوردار بوده و هستند، از همه تجربيات و حيله گري هاي جريان نفاق از صدر اسلام تا کنون استفاده کردند تا شايد زخمي عميق و کاري بر پيکر ملت ايران وارد آورند.

البته جنبش دانشجويي مسلمان عميقاً معتقد است که موسوي ها و خاتمي ها صرفاً تابلو و ويترين اين جريان در صحنه هستند و ريشه اصلي و فرماندهان واقعي آن در جاي ديگري قرار دارند.

همين جا صراحتاً اعلام مي کنيم که ماهيت و هويت فرماندهان آشوب براي جريان دانشجويي مسلمان، کاملاً عيان و آشکار است و در صورت لزوم پس از رسوا نمودن ايشان در نزد ملت، با تكرا واقعه 13 آبان اين بار لانه جاسوسي براندازان و ايادي داخلي امريکا و اسرائيل را تسخير خواهد كرد.

دسته دوم خواص، کساني هستند که علي رغم علم به حقيقت اتفاقات اخير سکوت اختيار کردند و عافيت طلبانه، کنج عزلت براي خود اختيار نموده و حتي از بر زبان آوردن حقيقت هم خودداري نمودند. اين دسته از خواص که کم هم نيستند، علي رغم اينکه سال ها از امکانات مادي و معنوي انقلاب بهره مند بودند، اکنون که زمان حضور و اعلام نظر و تلاش براي رفع مشکلات است، عرصه را خالي نموده و مشکلات کشور را صرفاً به نظاره نشسته اند. گناه اين دسته از خواص که با سکوت خود مهر تأييدي بر رفتار خاطيان زدند و با بي توجهي به مسائل، بستر ساز انحرافات مختلف شدند، اگر از عاملان جنايات بيشتر نباشد کمتر نيست.

دسته آخر، خواص و نخبگاني که با درک شرايط موجود به وظيفه ملي و ديني خويش عمل کردند و دِين خود را به مردم، انقلاب و بنيانگذار راحل آن ادا نمودند، ايشان به طور حتم پاسخ و ثمره رفتار صوابشان را خواهند ديد و ما دانشجويان نيز اين هوشمندي و بصيرت را ارج مي نهيم. سوم- نتيجه انتخابات اخير، حاکي از تمايل و اعتقاد اکثريت شهروندان جامعه به گفتمان عدالت و مبارزه با اشرافي گري، مفسدان اقتصادي، ويژه خواران و زياده خواهان است. اين پيام که در آراي 24 ميليوني مردم به رئيس‌جمهور منتخب ظهور و بروز نموده است، در حقيقت تکرار همان شعارهاي اساسي انقلاب اسلامي است که در کلام و منش امام راحل عظيم الشأن (ره) و مقام معظم رهبري (مدظله العالي) متبلور گشته است و هر تحليلي غير از اين، انحراف از حقيقت و ظلم در حق رأي دهندگان خواهد بود.

در کنار اينکه حماسه 22 خرداد را غلبه جمهوري عدالت بر ديکتاتوري فساد مي دانيم، تأکيد مي کنيم که همچون گذشته پشتوانه و آراي مردمي همه رؤساي جمهور مادامي پابرجا و ثابت است که ايشان در خط امام (ره)، گفتمان انقلاب اسلامي و منويات ولايت فقيه حرکت کنند و آقاي احمدي‌نژاد که امروز علم اين حرکت را بر دوش دارد، نيز از اين اصل مستثني نيست.

چهارم- با شما سخن داريم من باب کابينه دهم، سخنان و توضيحات رئيس‌جمهور محترم دکتر احمدي‌نژاد را در خصوص انتخاب گزينه هاي معرفي شده از رسانه ي ملي شنيديم، بگذريم که بسياري از اين توجيهات را منطقي نيافتيم و برخلاف ادعاي ايشان، اينگونه انتخاب و طرد بدون حجت برخي نيروهاي ارزشي، متخصص و توانمند را نشأت گرفته از تأثيرپذيری ايشان از حلقه کردان، رحيمي و مشايي مي دانيم و ضمن اينکه به واسطه اين معلوم الحالان تا کنون دلخوري هاي زيادي براي مردم متدين و انقلابي ايران فراهم آمده است، اعلام مي نماييم که جنبش دانشجويي مسلمان که با هيچ فرد يا گروهي در پيگيري مطالبات مردم و رهبري عقد اخوت نبسته است.

از آن جايي که دانشجو، صريح و صادق هستيم، با اعتقاد به تکليف محوري خود بيان مي داريم که تا کنون تمام تلاش جريان دانشجويي بر آن بوده که دانشگاه آزاد را از چنگال مافياي زر و زور و تزوير خارج نمايد اما متأسفانه شاهد آن هستيم که از سوي رئيس‌جمهور محترم فردي براي تصدي وزارت علوم معرفي شده است که مافياي مذکور تمام قامت براي رأي آوري آن تلاش مي کند و اين مسأله به هيچ عنوان از جانب جريان دانشجويي مسلمان برتافته نمي شود.

پنجم- رهبر فرزانه انقلاب، در حالي که چندين جلسه از برگزاري محاکمه عوامل اغتشاشات اخير مي گذرد، متأسفانه شاهد اين بوده ايم که علي رغم اعترافات و اظهارات شنيده شده از سوي متهمين حاضر، هنوز رئوس اصلي اغتشاشات، به صحن دادگاه فراخوانده نشده اند. براي ما، اين سؤال پيش آمده است که اگر اظهارات اين آقايان يا بهتر بگوييم حمايت، تعريف و تمجيد دشمنان هميشگي امام و انقلاب از آنان صحيح است و بي دليل نيست، چرا عده اي که مدتي سکان اجرايي کشور را در دست داشتند در دادگاه براي پاسخگويي فراخوانده نمي شوند؟ و يا اگر اين اظهارات صحيح نيست چرا براي اعلام برائت آورده نمي شوند و يا چرا خود نمي آيند؟

آخر بنا بر کدامين منطق و اصل ارزشي تاکنون از بازجويي و پاسخگويي در پيشگاه انظار مردم مصون مانده اند؟ مگر احقاق حقوق حقه مردم از وظايف نظام مقدس ما که الگوي آن حکومت علوي است، نمي باشد؟ ترس ما از اين است که خداي ناکرده غرائض و يا مصلحت سنجي هاي خيالي اي در کار است که مانع احضار تهييج کننده گان اصلي مردم براي به بازي گرفتن و ايجاد شورش هاي غيرقانوني خياباني مي شود؟ چه شده که عده اي به راحتي آرامش، امنيت، اعتقادات و حتي حيثيت مردم را به بازي مي گيرند، و در هيچ محکمه اي هم براي پاسخگويي نمي آيند؟ لذا قاعدتاً، خواسته ما بر آن است که آقايان موسوي و خاتمي هم بايد به دادگاه بيايند.

ششم- رهبر عزيز انقلاب، قطع به يقين برخورد و مقابله با کج روي و فساد يکي از ارکان گفتمان انقلاب اسلامي است. در اين ميان نقش و جايگاه قوه قضائيه به عنوان پاسدار و نگهبان قانون نقشي بي بديل و انکار ناپذير مي باشد.

وجود استحکام و اراده مصمم در قوه قضائيه براي مقابله با فساد و قانون شکني اکنون به مطالبه اي عمومي و فراگير در کشور تبديل شده و مديريت جديد اين قوه بايستي با درک واقعي از شرايط جامعه و اين خواست مردمي، کمر همت به تحقق اين امر ببندد.

متأسفانه در چند سال گذشته و به‌ويژه ماه هاي اخير علي رغم تلاش هاي بسيار زياد صورت گرفته در دستگاه قضايي، شاهد مسامحه اين دستگاه با برخي دانه درشت ها و صاحبان قدرت و ثروت بوده ايم.

براي نمونه اي تازه قرباني شدن مجدد دوستانمان در دانشگاه هاي شيراز و نمونه بسيار مهم ديگري که بارها به آن اشاره شده، بحث مديريت دانشگاه آزاد، که روشن شدن وضعيت اتهامات و ابهامات فراوان موجود، ديگر ظاهراً به آرزويي دست نيافتني براي دانشجويان تبديل شده است.

سؤال اينجاست که مگر چه قدرتي در ساختار مديريتي دانشگاه آزاد نهفته است و يا حلقه بسته هيئت امناي آن چه ميزان نفوذ دارند که تحقيق و تفحص مجلس از آن نمي تواند ره به جايي ببرد؟ چرا شوراي عالي انقلاب فرهنگي اراده و توان مقابله با آن را ندارد؟ چرا دستگاه قضايي پيگير امور مربوط به آن نيست؟

چرا با وجود پيگيري مستمر دانشگاهيان و نخبگان همچنان به وضعيت اساسنامه دانشگاه آزاد رسيدگي نمي شود؟ چرا و بنا بر کدامين حجت بخشي از بيت المال مردم صرفاً در جهت منافع حلقه اي محدود به تاراج مي رود؟ چرا قانون شکني ها در اين دانشگاه تا حدي ادامه پيدا مي کند که در روزهاي اخير اخباري مبني بر سرمايه گذاري و نقش مديريت دانشگاه آزاد در اغتشاشات پس از انتخابات، هم به گوش مي رسد؟

اما هفتم- يکي از مواردي که به نظر مي رسد محل بازگو کردن آن در محضر حضرتعالي است، فجايع کوي دانشگاه تهران و تعرض و هتک حرمت حريم دانشگاه و دانشگاهيان است.

بر کسي پوشيده نيست که نسبت نظام جمهوري اسلامي و رهبري با دانشگاه و دانشجويان رابطه اي عميق و بي پيرايه مي باشد. ما به جد معتقديم تعرض به حريم مقدس دانشگاه جز از دست بدخواهان، منافقان و دشمنان داخلي نظام بر نمي آيد و شواهد امر هم حاکي از همين موضوع است.

چه اينکه سود و منفعت فاجعه کوي دانشگاه جز به جيب مخالفان و دشمنان نرفت و آنچه در اين ميان صدمه ديد حقانيت نظام است.

فاجعه کوي دانشگاه که به اعتقاد ما فازي ديگر از پروژه براندازي و حوادث پس از انتخابات اخير بود، سندي محکم بر مظلوميت نظام جمهوري اسلامي و نيروهاي انقلابي است، لکن به نظر مي رسد که افراد يا گروه هايي که مرتکب اين فجايع شده اند، متصل به همان ريشه هاي اصلي وقايع اخيرند که البته براي خود در برابر قانون حق کاپيتولاسيون قائل اند!

از حضرتعالي مجدانه استدعا داريم با توجه به تجربه تکراري اين سناريوي نخ نما شده در تيرماه سال 78، دستور فرمائيد تا ضمن معرفي علل و عوامل اصلي اينگونه حرکات که احساسات دانشجويان و دانشگاهيان -به‌ويژه جوانان متدين و حزب اللهي- را جريحه دار مي کند برخورد ويژه اي انجام پذيرد.

و آخر- اي سيد و اي مولاي ما، فرزندان شما در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل خطبه هاي شيواي شما در 29 خرداد را با گوش جان شنيدند و از داغي که منافقان بر دل شما گذاردند، سوختند و شرمسارند از اينکه باز هم تنها حضرتعالي سپر بلاي انقلاب شديد و حق شما را آنگونه که بايد ادا نکردند.

اما نسلي که امروز بسيار محکمتر از نسل هاي اول و دوم پاي آرمان هاي اين نظام ايستاده است در همين جا با حضرتعالي وعده و بيعت مي کنند که بدانيد هم چون مولايشان زير بار بدعت ها نمي روند و تا آخرين ذره از وجود خود، از جايگاه الهي ولايت مطلقه فقيه پاسداري و حضانت خواهند نمود و آرزويي جز شهادت در رکاب شما ندارند و با اشارتي از سوي حضرتعالي طومار بدخواهان را در هم مي پيچند و فرياد بر مي آورند «لبيک يا خامنه اي».

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

متن کامل سخنان نماينده دفتر تحکيم وحدت در محضر رهبر انقلاب اسلامي

دفتر تحکيم وحدت خواستار رسيدگي قضايي و برخورد قاطع با مهدي هاشمي و جاسبي است

دفتر تحکيم وحدت نظر به اعترافات صريح عوامل دستگير شده مبني بر نقش افرادي مانند مهدي هاشمي و عبدالله جاسبي در ساماندهي آشوب­ها و پشتيباني مالي از آن و با توجه به تخلفات بي­شمار رياست غيرقانوني دانشگاه آزاد كه شهره خاص و عام است خواستار رسيدگي قضايي به اتهامات اين عوامل اصلي و برخورد قاطع و بي­مسامحه با آنان است.

متن کامل سخنان زهرا احمدي دبير روابط عمومي فتر تحکيم وحدت، در مراسم ديدار جمعي از دانشجويان با رهبر انقلاب انقلاب بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

رب اشرح لي صدري و يسر لي امري واحلل عقده من لساني يفقهوا قولي

با عرض سلام خدمت رهبر عزيز، عرايض خود را در 3 بخش به سمع و نظر حضرتعالي و حضار محترم مي رساند.

1- عليرغم رويکرد انقلابي و عدالتخواهانه دانشجويان و قاطبه مردم در 30 سال گذشته متاسفانه بي‌توجهي مسئولين به اين پتانسيل بي‌نظير موجب شد تا عده‌اي از عتيقه‌هاي سياسي در کشور جاي دلسوزان واقعي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را گرفته و دانشگاه و جامعه را بستري براي رفتارهاي ليبرالي خود قرار دهند. بي‌شک نقش اين افراد و بي درايتي مسئولين آموزش عالي و دستگاه‌هاي امنيتي، مي‌بايست به عنوان عواملي موثر در رخداد حوادث دلخراش اخير در دانشگاه‌ها مورد توجه قرار گيرد. عدم برخورد قاطع نسبت به بي قانوني‌هاي صورت گرفته در حوادث مشابه گذشته و عدم اصلاح قوانين و همچنين افت سطح آگاهي‌هاي سياسي دانشجويان ناشي از فقدان کرسي‌هاي آزاد انديشي باعث تکرار حوادثي از اين قبيل گرديد.

از سوي ديگر يكي از مسائلي كه در جريان وقايع اخير بيش از پيش خود را نشان داد، پوشش اخبار و مطالبات دانشجويي از طريق رسانه‌هاي بيگانه و بزرگنمايي حوادث و مصادره به مطلوب آن است كه اين موضوع ناشي از عدم انعكاس اين مسائل توسط رسانه‌هاي داخلي و به‌ويژه رسانه ملي است. در مقابل رسانه‌هاي خارجي تنها با القاي تحليل‌هاي خود در کنار انعکاس اخبار سانسور شده داخلي سعي در راه اندازي و دامن زدن به اغتشاشات را داشتند. آيا در چنين شرايطي بهتر نيست پيش از پوشش اين اخبار توسط رسانه‌هاي بيگانه و مطرح شدن آنان به عنوان بلندگوي مطالبات دانشجويي و بالا رفتن آنان از نردبام اين مطالبات در جهت منافع خويش، مطالبات به حق دانشجويي از طريق رسانه داخلي بازتاب داده شود تا هم در صورت پايمال شدن حقوق، احقاق حق دانشجويان از طريق مجاري صحيح انجام گرفته و هم زمينه شانتاژ و سوء استفاده دشمن از بين برود؟

انتخابات اخير همانگونه که حضرتعالي در مورد آن فرموديد، صحنه آزمايش بسياري از نخبگان، مسئولين و عموم مردم بود و آن گروهي که پيروز اين امتحان بزرگ بوده و خواهد بود، عموم ملت شريف ايران بودند. در اين ميان، با توجه به حجم بالا و سرعت زياد وقايع، مي‌توان اين حوادث را حرکتي برنامه‌ريزي شده از سوي دشمنان انقلاب در خارج از کشور و دشمنان داخلي و جاهلان دانست. دفتر تحکيم وحدت نظر به اعترافات صريح عوامل دستگير شده مبني بر نقش افرادي مانند مهدي هاشمي و عبدالله جاسبي در ساماندهي آشوب‌ها و پشتيباني مالي از آن و با توجه به تخلفات بي‌شمار رياست غيرقانوني دانشگاه آزاد كه شهره خاص و عام است خواستار رسيدگي قضايي به اتهامات اين عوامل اصلي و برخورد قاطع و بي‌مسامحه با آنان است.

از حوادث دلخراش رخ داده در فضاي بعد از انتخابات ماجراي کوي دانشگاه تهران و حوادث مشابه در چند دانشگاه ديگر کشور است. بي‌توجهي مسئولين آموزش عالي به امنيت خوابگاه‌هاي دانشجويي و آموزش نيروهاي امنيتي و همچنين برنامه‌ريزي منسجم و حساب شده گروهک‌هاي معاند در داخل کشور از يکسو و همچنين کمبود آگاهي‌هاي سياسي در ميان دانشجويان موجب شد تا شاهد تکرار تلخ حوادث سال سال 78 کوي باشيم. علاوه بر اين در برهه زماني پس از انتخابات شاهد شبهه افکني‌هاي بسياري از سوي جريان‌هاي افراطي از جمله در مورد حمايت رهبري از دولت بوديم.

در اين بين، برداشت مجموعه دفتر تحکيم در مورد حمايت جنابعالي از دولت نهم و دهم، آن است كه نوع حمايت جنابعالي از اين دولت همانند حمايت شما از همه دولت‌هاي پيشين و اساساً از جنس حمايت رهبري از دولت‌هاست؛ هرچند كه با توجه به احياء گفتمان انقلاب اسلامي و تاكيد بر آن در اين دولت، حمايت قاطع حضرتعالي از اين رويكرد نيز طبيعي به نظر مي‌رسد، ليكن عده‌اي سعي دارند تا اين حمايت را حمايتي مطلق و بي چون و چرا جلوه دهند و از اين رهگذر سوء تدبيرها و سوء عملكردهاي احتمالي دولت را، به پاي رهبري معظم بگذارند. بي‌ترديد روشنگري حضرتعالي در مورد اين مساله مانع از سوء برداشت‌ها و سوء استفاده‌ها در اين زمينه خواهد گرديد.

2- با گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامي و ورود به دهه چهارم، همچنان، تفکر غرب، آبشخور بخش قابل توجهي از اعضاي هيات علمي دانشگاههاي ماست و دانشجوى علوم انسانى در دوران تحصيل، کتاب هاى 100 سال پيش غرب را مطالعه مي‌كند، نمي‌توان انتظار نتيجه‌اي جز توليد افرادي ضد انقلاب به دست وزارتخانه انقلاب را داشت. چگونه مي‌توان از دانشگاه اسلامي و وحدت حوزه و دانشگاه دم زد، در حالي که يک رژيم خودمختار در درون دانشگاه‌ها شکل گرفته که بي‌تاثير از تغيير دولت‌ها و سياست‌ها، همچنان سعي بر حفظ رويکردهاي غربي دارد در عين حالي که بازنشستگي اساتيد را در بوق و کرنا مي‌کنند، خود با اعمال نوعي آپارتايد علمي، معدود اساتيد معتقد و جوانان نخبه انقلابي را از دستيابي به کرسي‌هاي دانشگاهي محروم مي‌سازند، به نحوي که شاهديم هم‌اکنون شرط عبور از آزمون‌هاي شفاهي و رسيدن به مدارج علمي عالي، به‌ويژه در علوم انساني، پذيرش تفکرات سکولار است. آيا وزارت جديد علوم براي در هم شکستن قدرت مطلقه اين گروه تنگ‌نظر و مدعي آزادي بيان راهکاري انديشيده شده است؟

با توجه به آنکه در سال‌هاي اوليه انقلاب ماموريت اصلاح فرهنگي دانشگاهها و جامعه به جوانان دانشجو و به‌ويژه دفتر تحکيم وحدت سپرده شد و در قالب شوراي عالي انقلاب فرهنگي تبلور يافت و نظر به آنکه اين شورا با گذشت سي سال با پيچيده‌تر شدن لايه‌هاي بوروکراتيک، کارکرد انقلابي خود را از دست داده و دچار مصلحت انديشي و محافظه‌کاري شده است به نحوي که در مساله روشني چون اصلاح دانشگاه آزاد کارآمدي لازم را ندارد لذا لازم است در راستاي اين انقلاب فرهنگي نوين با شکستن پوسته‌هاي بوروکراتيک و دولتي تدبيري اتخاذ شود تا مقوله سياستگذاري عرصه فرهنگ به نخبگان جوان دانشجو واگذار گردد تا شايد روحي تازه در اين پيکره مهم و حياتي دميده شده و کارآمدي لازم را بازيابد.

مساله مهم ديگري که در حوزه فرهنگي کشور مغفول مانده است مساله زنان، تعريف و تبيين جايگاه زن در اجتماع و تبيين حقوق زنان از منظر فقهي و بازنگري اين مساله و همچنين هموار کردن مسير رشد زنان در جامعه مي‌باشد. هرچند که اين نگاه برآمده از اسلام ناب، تفاوت قابل ملاحظه‌اي با نگاه فمنيستي غربي دارد.

دفتر تحکيم وحدت با توجه به اصل شايسته‌سالاري، ديدگاه جنسيتي برخي مديران در نظام جمهوري اسلامي را برخلاف انديشه‎هاي امام دانسته و خواهان تبيين انديشه‌هاي حضرت امام درباره نقش زنان در جامعه مي‌باشد.

3- در حوزه ديپلماسي بايد بر سياست نه شرقي نه غربي امام راحل به عنوان رکن رکين سياست خارجي تاکيد کرد. اهميت اين موضوع به خصوص در وقايع پس از انتخابات که طي آن دولت مکار انگليس از هيچ کوششي جهت ضربه زدن بر پيکره نظام اسلامي فروگذار نکرد و امريکاي جنايتکار سعي در تشويق اغتشاشگران داشت بيش از پيش روشن مي‌شود. آيا با توجه به دشمني‌هاي آشکار انگليس، وقت آن نرسيده است که سفارتخانه اين کشور تعطيل، سفير اين کشور اخراج و باغ قلهک که در تصرف اين روباه پير است بازپس گرفته شود؟ تجربه 30 سال فعاليت ديپلماتيک نشان از آن دارد که اصولاً ارتباط نزديك با ابرقدرت‌ها چه آن دولت تمايلات چپ و چه تمايلات راست داشته باشد، براي هيچ كشوري، هيچ‌گونه خيري در بر نخواهد داشت. البته اين مساله به هيچ وجه منافي روابط ديپلماتيک به‌جا و موثر نبوده بلکه در برقراري روابط با ساير كشورها بايد با رويكردي فعالانه و نه منفعلانه به سمت تقويت روابط با كشورهايي هم سنخ خود كه توان و ظرفيت مناسبي جهت پذيرش سياست‌هاي ايران اسلامي داشته باشند و در عين حال تامين‌کننده منافع ملي ما و تاثيرگذار در مسائل بين­المللي محسوب مي‌گردند، حركت كنيم.

در پايان با دعوت همه جريانات و گروه‌هاي سياسي به بازخواني انديشه سياسي امام عزيز در مورد بحث ولايت فقيه و با اشاره به کلام نوراني آن مرد الهي تصريح مي‌نمايد، از آنجايي که ولايت فقيه عين ولايت رسول‌الله است فلذا ادعاي اعتقاد به ولايت فقيه تنها در صورتي پذيرفته است که در تقابل ميان نظر و راي خود و نظر ولي، نظر ولي را صائب بدانيم.

دفتر تحکيم وحدت ضمن تاکيد بر اين مهم مفتخر است که خود را پيرو راستين خط امام (ره) و تابع حقيقي ولي فقيه زمان مي­داند و در آستانه سي سالگي عمر اين دفتر اعلام مي‌نمايد که همان‌سان که در زمان بنيانگذاري اين دفتر اعضاي دفتر تحکيم با ولي فقيه زمان بيعت نمودند ما نيز بيعت مجدد خود را با ولي فقيه زمان خويش اعلام نموده و آمادگي خود را جهت ورود به دهه پيشرفت و عدالت با تبعيت از منويات آن عزيز فرزانه اعلام نموده و به اين تبعيت افتخار مي‌نماييم.

ما را از دعاي خيرتان محروم نفرماييد.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور

دفتر تحکيم وحدت

متن سخنان نماينده جنبش در مراسم افطاري در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي

چرا قوانيني مانند از کجا آورده اي؛ امکان و فرصت تصويب واجرايي شدن نمي يابد؟

متن سخنان نماينده جنبش در مراسم افطاري در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر شد

متن کامل سخنان نماينده جنبش در مراسم افطاري در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي به شرح زير است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.مائده/8

پي گيري عدالت و گفتمان انقلاب اسلامي، با تاکيدات فراوان رهبري وتلاش نخبگان انقلابي دردوه دهه گذشته به يک مطالبه عمومي تبديل شد و در پي تکرار آن از جانب دولت مورد حمايت اکثريت مردم قرار گرفت.

پيداست استقامت در اين مسير هزينه هاي فراواني در پي دارد که تنها پاره اي از آن در جريانات اخير مشاهده شد. اما معتقديم برخي از هزينه ها را مي شد با تدبير بهتر مسئولين امر به‌ويژه در دستگاه هاي امنيتي و صداوسيما کم کرد.

حمايت هاي رهبري و عدالتخواهان از دولت به واسطه پايبندي به بخشي از گفتمان انقلاب موجب برخي سوء برداشت ها شده است. عده اي باکج فهمي حتي باب نقدهاي دلسوزانه را نيز مي‌بندند و عده اي ديگر عدم واکنش علني رهبري در مورد بسياري از اشتباهات دولت را دستاويزي براي القاي شبهه حمايت رهبري از يک جناح خاص قرارداده اند.

سؤال اين جاست با کج فهمي و بستن باب نقد منصفانه و غيرمغرضانه چه بايد کرد؟ مدل برخورد رهبري با اشتباهات، تخلفات دولت وساير مسئولين به‌ويژه نصب شدگان به وسيله رهبري چيست؟ با توجه به اين هجمه‌ي بيروني به اصل گفتمان انقلاب و عدالت، جنبش دانشجويي چه نکاتي را در مطالبه گري خود براي اصلاح اشتباهات واشکالات دولت و ساير بخش هاي حاکميت بايد لحاظ کند؟

شرايط فعلي کشور و گرد و غبار حاصل از فتنه‌ي ايجاد شده به وسيله‌ي قدرت هاي خارجي و در رأس آن‌ها انگليس و لغزش و مردود شدن بعضي خواص، اين سؤال را ايجاد کرده است که روش کسب بصيرت در فضاي فعلي چيست؟ الگوي وحدت سياسي و چگونگي مشخص کردن جبهه‌ي خودي و غير خودي چگونه است؟

در جريان اغتشاشات اخير، علي رغم تلاش براي کنترل بحران، شاهد اقدامات تاسف برانگيز عده اي عوامل خودسر نظير قضيه ي کوي دانشگاه و بازداشتگاه کهريزک بوديم.اين نگراني وجود دارد اقدامي صريح وعلني، با کساني که با خود سري خود آبروي نظام را به بازي گرفته اند، صورت نگيرد يا لااقل اطلاع رساني درستي در اين زمينه انجام نشود.

قريب يک دهه از فرمان حضرت عالي به سران قوا براي مبارزه با مفاسد اقتصادي مي گذرد.اما عدم پرداختن به پرونده‌هاي اقتصادي مرتبط با چهره‌هاي سياسي که مدت‌ها نقل مردم کوچه وبازار است، و عدم برخورد سيستمي با مقوله فساد زمينه اي را فراهم کرده که اتهاماتي در اقدامات افشاگرانه، بدون چارچوب قانوني طرح شود واز سوي ديگر باعث پيوند نامشروع قدرت و ثروت گردد و مردم نيز احساس برخورد جدي با مفاسد را نداشته باشند.

از شما به يادگار داريم، عدالتخواهي اسلامي بايد، عادلانه، اخلاقي، عاقلانه وهمراه با معنويت باشد. مطرح کنندگان افشاگري ها استناداتي به متون ديني نظير سيره حکومتي اميرالمؤمنين مي آورند اما حضرت عالي در گذشته عدم افشاي نام افراد را حاصل بررسي حکيمانه درون نظام خوانديد، حال اين سؤال مطرح مي شود، مدل افشاي نام و برخورد با مفسدين اقتصادي در نظام اسلامي چگونه بايد باشد؟ اساساً اگر برخورد جدي با مفاسد اقتصادي در دستگاه هاي ذي ربط و علي الخصوص قوه قضاييه صورت مي گرفت، آيا شاهد طرح افشاگرانه برخي اتهامات و پيوند خوردن جريان قدرت و ثروت و طغيان آن در مقابل رأي اکثريت مستضعف مي بوديم؟

اين سؤالات جدي مطرح است که اگر قوه قضائيه ونظام توانايي و ظرفيت پيگيري جدي قضايي متهمان به اغتشاش، در وقايع اخير و همچنين مفاسد اجتماعي را دارد، آيا ظرفيت و توانايي برخورد قاطع با متهمان به مفاسد اقتصادي که ريشه بسياري از اين مسائل نيز هست را ندارد؟ چرا قوانيني مانند "از کجا آورده اي؟" امکان و فرصت تصويب واجرايي شدن نمي يابد؟ و چرا قانون تشهير که مصوب مجلس نيز هست به اجرا در نمي آيد و بعضاً آفتابه دزدهاي يکي دو ميليوني و خرده پا به جاي مفسدين اقتصادي معرفي مي گردند؟

جنبش دانشجويي در طول 2 دهه‌ي گذشته دچار نوعي در جا زدن در مطالبات گرديده است. از سويي مطالباتي نظير جمع شدن کالاهاي صهيونيستي و خصوصي شدن دانشگاه ها و اصلاح اساسنامه دانشگاه ازاد با بي توجهي مسئولين کماکان بر جاي خود باقي است.

از سوي ديگر، مطالبات در حوزه‌ي عدالت نيز درطرح کليات متوقف شده است و بخش عمده اي ازفعالين دانشجويي از کار تخصصي در حوزه عدالت وهمچنين ارائه شاخص براي تحقق عدالت و پرسش‌گري از مسئولين در حوزه هاي تخصصي ناتوان است و مطالبه در اين حوزه تا حد زيادي دچار افت مصداق زدگي است.

نگراني جدي ديگر ما، توقف و انفعال جنبش دانشجويي در مسائل روزمره مانند مباحث پس از انتخابات و عدم توجه به لزوم پيشرفت جريان عدالت خواهي و پيگيري مطالبات اصلي مستضعفين است.

همه گروه‌هاي سياسي فعال و مسئولين بر قانون گرايي تأکيد مي کنند اما نگاه هر يک تنها معطوف به بخش خاصي از اصول قانون اساسي است. مسئله اينجاست که قانون اساسي همه قانون اساسي است. برخي از اصول مهم قانون اساسي که تضمين کننده حقوق اکثريت مستضعف و تأمين کنند عدالت متوازن مي باشد، بر زمين مانده است براي نمونه:

اصل هشتم، امر به معروف و نهي از منکر که بايد تضمين کننده چارچوب ها وساختار حمايتي براي آمرين و ناهيان و منتقدين درون گفتمان انقلاب باشد.

اصل يازدهم، وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام براي تشکيل امت واحده اسلامي.

اصل چهل‌وسوم، عدالت اجتماعي

بنداول؛ تأمين نيازهاي اساسي و امکانات لازم براي تشکيل خانواده براي همه،

بند سوم؛ ارتقاء معيشت جهت ايجاد فرصت براي خودسازي معنوي، سياسي، اجتماعي و شرکت فعال در رهبري کشورکه آثار عدم اجراي آن را در ديده نشدن رأي اکثريت مستضعف محروم از تريبون، و القاء خواسته هاي نامشروع اقليت اشرافي و مرفه صاحب رسانه شاهد بوديم.

بند هشتم؛ جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانگان که عدم توجه به آن در تعامل با اقتصاد جهاني مانند تلاش براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني بدون توجه به ملاحظات فرهنگ انقلابي مي‌تواند اثرات بدي را به دنبال داشته باشد.

اصل 29 و بند دوازدهم اصل سوم؛ فراهم آوردن اقدامات تأميني براي همه مانند بيمه همگاني و مبارزه با فقر و تأمين زنان سرپرست خانوار.

در باب کارهاي تشکيلاتي دغدغه هاي جدي مطرح از اين دست که عده اي انجام وظايف سياسي واجتماعي را با توجيه اولويت دستيابي به حد اعلاي خودسازي معنوي و کار فکري متوقف ساخته و از انجام مسئوليت فرار مي‌کنند و عده اي در نقطه مقابل، در لزوم کار جدي معرفتي و توجه به خود سازي معنوي تشکيک مي‌کنند. سؤال ما اين است که حد اين کار معرفتي در تشکل ها و نسبت بين کار عملي ونظري چيست؟

مؤلفه ها، اولويت ها و نقطه عزيمت براي کار معرفتي جريان دانشجويي چه بايد باشد. از آثار کدام انديشمند انقلاب اسلامي براي مباحث بنيادين در تشکل ها بيشترين استفاده را ببريم؟ جايگاه انديشه امام در اين بين چيست؟ آيا براي برداشت معرفتي از آن به واسطه نياز هست؟

متن کامل سخنان نماینده جامعه اسلامی دانشجویان:

در میان زندانیان برخی نامشان مهدی و فاطمه و برخی هم یاسر و فائزه است

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

در ابتدای عرایضم لازم می‌دانم به محضر نائب برحق امام زمان «عج» بار دیگر اعلام کنیم که در برابر فرمان شما آماده ایم جان‌های ناقابل خود را فدای آرمان‌های بلند اسلام و انقلاب کنیم.

در مقطعی از عمر با برکت انقلاب اسلامی به سر می‌بریم که فضای سیاسی کشور با شتاب قابل توجهی از مصلحت‌گرایی‌ها به سمت حقیقت‌گرایی‌ها در حرکت است، ریزش‌ها و رویش‌های نیروهای انقلاب سرعت گرفته و در فضای غبارآلود فتنه‌ها و پیچیدگی‌ها باید هرچه صریح‌تر و شفاف‌تر سخن گفت.

در ابتدا به آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داد، نگاهی دوباره می‌اندازیم.

تا پیش از شدت گرفتن رقابت‌های انتخاباتی در میان شعارهای تبلیغاتی 2رقیب اصلی انتخابات یعنی آقایان احمدی‌نژاد و موسوی، سخن از پیروی از آرمان‌های امام، انقلابی‌گری، عدالت و ساده‌زیستی مطرح بود.

انتخابات با شکوه هرچه تمام‌تر برگزار گردید، 40میلیون رأی به سبد اعتماد به نظام جمهوری اسلامی ریخته شد و از این میان حدود 25میلیون رأی که حد نصاب تازه‌ای در انتخاب رئیس‌جمهور است، در سبد منتخب مردم قرار گرفت. با ادعای تقلب در انتخابات از سوی آقای موسوی که هراس وی از پاسخ‌گویی در این زمینه و عدم ارائه مستندات تا به امروز ادامه داشته است، متأسفانه تجمعات اعتراض‌آمیز را به اغتشاش و تعرض به جان و مال مردم بدل نمود.

پس از انتخابات، حمایت‌های دشمنان قسم خورده نظام همچون بهاییان، گروهک غیرقانونی نهضت آزادی، فمینیست‌ها و انجمن حجتیه که از پیش از انتخابات آغاز شده بود، از جریان به ظاهر سبز ادامه یافت تا جایی که سلطنت‌طلبان، منافقان و رئیس‌جمهور امریکا و رژیم صهیونیستی نیز در حمایت از کسی که تا پیش از انتخابات خود را یار امام معرفی می‌نمود، سخن گفتند. این در حالی بود که کاندیداهای شکست‌خورده‌ حتی یک بار هم از جریانهای معاند نظام و دشمنان قسم‌خورده‌ی مردم اعلام برائت نکردند.

از دیگر سو، شاهد پخش اعترافاتی در دادگاه انقلاب از سوی چهره‌های متهم در پرونده‌ی اغتشاشات هستیم که جای تردیدی در تحرکات مغرضانه و معاندانه‌ی این جریان سیاسی در راستای کودتای نرم علیه نظام باقی نمی‌گذارد.

اما امروز در میان زندانیان شاهد حضور دانشجویانی نیز هستیم که سال‌های پیش در چنین جلساتی حضور می‌یافتند و نظرات خود را با رهبر معظم انقلاب در میان می‌گذاشتند. در میان این زندانیان، بسیاری نامشان مهدی است، بسیاری از آنها فاطمه نام دارند، نام برخی هم یاسر و فائزه است اما چه سود که پدران آنها از به اصطلاح دانه درشت ها نیستند تا پس از مدت کوتاهی دستگیری دوباره آزاد شوند.

آیا حکم آنها که به واسطه‌ی توهم تقلب، فریب چهره‌های سیاسی مغرضی را خورده و به خیابانها ریخته‌اند، با حکم مسببان اصلی این اغتشاش‌ها که پس از شکست در انتخابات مرتب بیانیه‌های تحریک‌کننده صادر می‌نمودند و با قانون‌شکنی و زیر سؤال بردن مراجع قانونی سعی در ادامه‌ی اغتشاشات داشتند، برابر است. ما امروز نسبت به این تبعیض و بی‌عدالتی آشکار معترضیم و از قوه‌ی قضائیه خواستار اشد مجازات برای عاملین و آمرین اصلی این جنایت‌ها هستیم.

کسانی که امروز با خیال راحت در جامعه قدم می‌زنند و خیالشان راحت است که محافظین آنها از محافظین رئیس‌جمهور نیز بیشتر است.

تلخ‌تر آنکه در جریان واقعه‌ی کوی دانشگاه عده‌ای از دانشجویان بی‌دلیل مورد ضرب‌و‌شتم گروهی به اصطلاح لباس شخصی قرار گرفتند که علی‌رغم اعلام انزجار و دستور پیگیری که از سوی حضرتعالی صادر شد، هنوز از سوی نیروی انتظامی و مراجع قضایی مربوط شاهد پاسخ قانع‌کننده‌ای در راستای مجازات عاملان این واقعه نیز نبوده‌ایم.

قوه‌ی قضائیه می‌بایست نسبت به پرونده‌ی ضرب و شتم دانشجویان کوی دانشگاه در جریان اغتشاشات اخیر تا پیش از شروع سال تحصیلی پاسخی عاجل و قانع‌کننده ارائه نماید.

در جریان اعترافات روز گذشته‌ی متهمان پرونده‌ی کودتای نرم با اشاره به نام آقایان مهدی هاشمی و عبدالله جاسبی پرده‌هایی از فسادهای مالی ایشان برملا گردید که در صورت صحت مستندات از رویه‌ای فاسد در مشی مدیریتی این 2 حکایت دارد.

البته ریاست دانشگاه آزاد همچون سال‎های گذشته در جلسه‌های دانشجویی مانند امروز حضور نمی‌یابند چرا که از مورد سؤال قرار گرفتن توسط دانشجویان بیم دارند. قو‌ه‌ی قضائیه می‌بایست با رسیدگی به پرونده‌های مالی از این دست هیچ‌گونه تبعیضی در قضاوت میان مجریان خیابانی و عاملان پشت‌پرده‌ی وقایع اخیر قائل نشود.

در جریان اعترافات متهمین، نقش فعال در اغتشاشات و حضور تشکیلاتی احزاب دولت ساخته‌ای چون کارگزاران سازندگی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت انکارناپذیر است.

سابقه‌ی سوء‌استفاده‌های متعدد این احزاب از جریان‌های دانشجویی نیز در کارنامه‌ی آنها به چشم می‌خورد و این در حالی است که جریان دانشجویی منتسب به این احزاب مغرض حساب خود را از ایشان جدا نموده و دیگر بازیچه و مورد اغفال این گروهک هاای مغرض سیاسی قرار نخواهند گرفت.

از قوه‌ی قضائیه و دادگاه انقلاب خواهانیم که با اعلام غیرقانونی بودن این احزاب معاند راه را بر فعالیت‌های خائنانه اینان علیه نظام برای همیشه مسدود نماید.

از حضرت امام «قدس سره» آموختیم که اگر مرجع تقلید و یا حتی نفر دوم مملکت نیز بلغزد، باید به نفع انقلاب کنار گذاشته شود.

از امروز قوه‌ی قضائیه و شخص ریاست قوه نباید در رودربایستی‌ها و رفاقت‌ها با چهره‌هایی که سابقه انقلابی نیز داشته‌اند، به جای مجازات مجرمین، سیاست مماشات با مجرمین را پیش بگیرد، چه در برخورد با خود افراد و چه در برخورد با اطرافیان و خانواده‌ی آنها. حفظ حرمت افراد از حفظ آبروی نظام مهم‌تر نیست. انقلابی بودن ملاک نیست انقلابی ماندن شرط است و ملاک خال فعلی افراد است.

با توجه به مواضع صریح و قاطع جناب آقای صادق آملی در مراسم معارفه‌ی ریاست جدید قوه‌ی قضائیه با تبریک به ایشان امید آن داریم تا سال آینده از این تریبون شاهد تکرار مطالبات امروز نباشیم.

با عنایت به اعترافات صورت گرفته در جریان دادگاههای متهمین به کودتای نرم و در حالی که در اغتشاشات اخیر مداخله‌های وقیحانه‌ای از سوی برخی دول غربی همچون روباه پیر، امریکای جنایتکار و سایر متحدانش صورت گرفته است، از دستگاه دیپلماسی کشور مجدانه درخواست تجدیدنظر در روابط با این کشورها را داریم. امید است از تک‌تک مستندات این دخالت‌های آشکار در مجامع بین‌المللی علیه این کشورها به بهترین وجه استفاده گردد و قطع رابطه با کشور خبیثی چون انگلیس هرچه سریعتر اعلام گردد.

آزمون نخبگان

در آزمون انتخابات ریاست جمهوری دهم و به‌خصوص وقایع پس از آن، شاهد مردود شدن نخبگانی بودیم که تا پیش از این درباره‌ی ایشان به گونه‌ای دیگر می‌اندیشیدیم. نخبگانی که در این ایام با گفتن‌ها و بعضاً با نگفتن‌های خویش مورد امتحان الهی قرار گرفتند و قلیلی از این آزمون سربلند بیرون آمدند.

در این میان عملکرد نخبگان منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی به جز معدودی مورد سؤال است.

این پرسش به صورت ویژه به ریاست مجلس شورای اسلامی برمی‌گردد و این در حالی است که جریان‌های دانشجویی هنوز منتظر اعلام موضع رسمی برخی از چهره‌های سیاسی در رابطه با وقایع اخیر هستند. چهره‌های سیاسی که به اسم اصولگرایی در انتخابات اخیر و انتخابات‌های پیشین ریاست جمهوری به عنوان کاندیدا حضور داشتند و علی‌رغم اشراف به نحوه‌ی برگزاری انتخابات سکوت کردند و قدمی در راستای آگاه‌سازی مردم برنداشتند.

چهره‌های سیاسی منتسب به جریان اصولگرایی، برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که از ایشان انتظار بیشتری می‌رفت تا در راستای آگاهی‌بخشی به عموم مردم اقدامات شایسته‌تری انجام دهند و برخی از خطیبان نماز جمعه و...

دولت دهم:

ایستادگی رئیس‌جمهور در مقابل زیاده‌خواهی‌ها چه در بعد خارجی و چه داخلی همچنان ستودنی است. لکن باید اعلام کنیم که از حلقه‌های تنگ و محدود مدیران در اطراف جناب آقای احمدی‌نژاد نگرانیم. همراهی و همدلی وزرا با رئیس‌جمهور در امور اجرایی یک اصل پذیرفتنی است لکن باید اذعان داشت که دولت نهم در تجربه‌‌ی فعالیت چهارساله‌ی خویش در امر کادرسازی در سطح وزیران و مدیران ارشد دولتی اهتمام ویژه‌ای نداشته است و حتی در مواردی برخی چهره‌های هم‌سنخ با خویش را کنار گذاشته است.

از دولت دهم انتظار داریم تا با جدیت در حوزه‌‌ی فرهنگ براساس رهنمودها و آراء مورد تأیید رهبر فرهیخته و فرزانه انقلاب عمل نماید. چرا که به رغم دولت‌های گذشته برای نیل پیشرفت و عدالت در دهه‌ی پیش‌رو توسعه‌ی فرهنگی بر توسعه‌ی اقتصادی و یا سیاسی مقدم است.

ضرورت پیگیری و مدیریت تحول در وزارتخانه ها‌ی علوم و آموزش وپرورش همچنان از مطالبات جدی دانشجویان است، چنان که بارها در جلسات دانشجویی مطرح گردیده است.

اهتمام جدی در حوزه‌ی تحول در علوم انسانی جهت تولید علم بومی وجود نداشته است و توسعه‌ی رشته‌ها در حوزه‌ی علوم انسانی تا وقتی به تولید نیانجامد مثمر ثمر نخواهد بود.

در همایشی که تابستان امسال تحت عنوان انقلاب اسلامی و پرسش از درون به همت اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان برگزار گردید، مطالب مفیدی در این راستا ارائه گردید که نظر مسئولین امر را به این تولیدات جلب می‌نمائیم.

در پایان درخواست می‌نمایم مؤلفه‌های تقوای سیاسی در نظام انقلابی را برای فرزندان خود هرچه بیشتر تشریح نمایید.

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته

راهكارهاى حل اختلافات خانوادگى بر اساس تعاليم اسلام

 
راهكارهاى حل اختلافات خانوادگى بر اساس تعاليم اسلام


راهكارهاى حل اختلافات خانوادگى بر اساس تعاليم اسلام





در اين بخش به راههايي اشاره مى كنيم كه پس از بروز اختلاف و تشديد آن، مورد استفاده قرار مى گيرد و بيشتر جنبه رفع مشكل دارد تا پيشگيرى از آن.
1. پذيرش و تعهد نسبت به سلسله مراتب در خانواده: پيش از اين به لزوم سلسله مراتب در خانواده از نظر اسلام اشاره شد. يكى از كاربردهاي مؤثر سلسله مراتب در خانواده، حل مشکل در مواردى است كه اعضاى خانواده پس از بحث و بررسى و ارائه ي دلايل متعدد، به تصميم يكسانى نمى رسند و اختلاف همچنان بر جاي مى ماند. در اين شرايط، در برخى مسائل بايد نظر مرد خانواده، يعنى شوهر، مورد توجه قرار گيرد و به آن عمل شود، براي نمونه، خروج زن از محيط خانه بايد با اجازه و رضايت شوهر باشد. بديهى است اگر بين زن و شوهر در اين مورد اختلافى بروز كند و هيچ يك نتواند ديگري را قانع كند، براى، حل اختلاف از نظر تعاليم اسلام، پيروي زن از شوهر مناسب ترين راه ممكن است. همينطور در مورد كودكان و نيز انتخاب محل سكونت، اگر مشورت به توافق نينجامد، بايد نظر شوهر رعايت شود؛ زيرا اين مسائل متضمن هزينه هاى اقتصادى است كه شوهر متكفل آن است. البته مرد نمى تواند برخلاف عرف و مصلحت، نظرى را بر همسر و فرزندان خود تحميل كند و در صورت پافشاري وي، بايد مراجع بالاتري به حل مشكلات خانواده بپردازند.
با رشد كودكان و رسيدن آنها به مرحله نوجوانى و جوانى، گاه در خانواده ها، اختلافهايى پديد مى آيد كه به عدم رعايت اقتدار والدينى باز مى گردد. در پژوهشهاى روان - تاريخى(1) به الگويى از روابط والدين و فرزندان به عنوان يارى دهنده اشاره شده است كه بر اساس آن، فرزندان، والدين خود را بيشتر خدمتكار و نه داراى اقتدار مى پندارند؛ زيرا آنها بهتر از والدين آگاه اند كه در هر مرحله ي تحول، چه چيز براي آنها مفيد و مطلوب است.(2) همين الگو باعث شده كه فرزندان از روى توقع و طلبكارانه با والدين برخورد كرده و در اختلافها به نظريات آنها وقعى ننهند و مشكلات را تشديد كنند. همان گونه كه در فصل سوم بيان شد، بر اساس تعاليم اسلام، فرزندان در هر مرحله ي سنى يا جايگاه اجتماعى،(3) بايد براى ديدگاه هاي پدر و مادر ارزش قائل شوند و در حد امكان از نظريات آنها پيروي کنند، مگر آنكه اين امر مستلزم تخلف از قوانين دينى(4) و عرفى باشد. فرزندان تا زمانى كه در چهارچوب خانواده ي اصلى زندگى مى كنند، در اختلافات و تشخيص مصالح بايد به نظريات والدين خود اولويت دهند؛ زيرا مسؤليت اداره آنها بر عهده والدين است.(5) - البته همان گونه كه بيان شد - والدين بايد اعضاي خانواده به ويژه نوجوانان و جوانان را در تصميم گيري ها دخالت دهند، تا آنها نظر والدين را با استدلال منطقى و معقول بپذيرند، هرچند اگر مذاكرات به تصميم يكسانى نينجامد، براى حفظ انسجام خانواده پذيرش نظريات والدين ضروري است. والدين نيز نبايد بر خلاف قوانين و عرف مردم چيزي را بر فرزندان تحميل كنند و در چنين فرضى، مراجع بالاتر بايد به رفع اختلاف پرداخته و مصالح فرزندان را تأمين كنند.
2. حل مشكلات عاطفى و جنسى: گاه روابط عاطفى زن و مرد به علت رفتارهاي نامناسب، مانند پرخاشگرى كلامى و غيركلامى و بى اعتنايى نسبت به هم، به سردى مى گرايد. در اين صورت، توجه به توصيه هاي اسلام به هريك از زن و مرد مى تواند تا حدى مشكلات را حل كند. يك توصيه ي اساسى به مرد آن است كه در هر صورت با همسرش مدارا كند. اين اصل كلى، مرد را وا مى دارد كه به صرف يك رفتار نامناسب زن، با واكنشى تند روابط را ناخوشايند نكند. توجه به نكات ديگرى نيز مرد را از رفتار نامناسب باز مى دارد؛ از جمله اينكه زن را در دست خود امانتى بداند كه بدرفتارى و ستم نسبت به او موجب خشم خداوند مى شود. اين نكات، افزون بر توصيه هايى است كه به برقراري روابط عاطفى مثبت با زن تأكيد دارد. از سوي ديگر، به زنان نيز توصيه هايى شده از جمله اينكه بكوشند به هنگام اختلاف سوءتفاهمها در كم ترين زمان ممكن(6) رفع شود. در اين خصوص گفته شده زن سعى كند مسائل اختلافى حتى به روز بعد كشيده نشود و در همان شبانه روز اول خاتمه يابد.(7) افزون بر اين، تلاش كند با مهار خويش در برابر رفتار نامناسب همسر، همه جنبه هاى مثبت روابط يكديگر را زير سوال نبرد.(8) پذيرش معذرت خواهى همسر و گذشت از خطاهاى(9) او، به حل مشكل كمك مى كند. در روابط جنسى، از زن خواسته شده كه كه در حد امكان با مرد همراهى كند و از مخالفت و درگيرى در اين زمينه خودداري نمايد.(10) به مرد نيز توصيه شده كه نياز زن را در نظر گرفته و فقط به فكر ارضاي نيازهاي خود نباشد. با اين توصيه ها، بسياري از اختلافهاى زن و شوهر حل مى شود. گاه اختلافها تشديد شده و به مرحله نشوز مى رسد كه در اين جا به اين موضوع مى پردازيم.

قرآن و حل اختلافات خانوادگى

در مباحث پيشين بيان شد كه زن و شوهر نسبت به هم حقوق و مسئوليتهايى دارند. معمولا اختلاف وقتى بروز مى كند كه يكى از آنان يا هر دو، از ايفاي وظايف همسري خوددارى مى كند. قرآن از اين امر به نشوز و شقاق(11) تعبير كرده است. قرآن كلمه نشوز را در مورد زن(12) و مرد(13) به كار برده و در هر مورد روش مناسب براى حل مشكل را بيان كرده است. نشوز زن عبارت است از ترك وظايف لازم نسبت به همسركه شامل مواردي از اين قبيل مى شود: خوددارى از برآوردن نيازهاى عاطفى و جنسى مرد، آماده نكردن زمينه مناسب براى روابط عاطفى و جنسى مرد، آماده نكردن زمينه مناسب براي روابط عاطفى لذتبخش مانند رها كردن آرايش، خروج از منزل بدون اجازه همسر، تغيير در گفتار و رفتار مانند واكنش تند و خشونت آميز، چهره درهم كشيدن و بدزبانى. به سخن ديگر ناسازگاري با مرد در امور زندگى نشانه هاى نشوز زن است.(14) البته صرف خوددارى از اداره خانه و فعاليتهاى آن نشوز محسوب نمى شود.(15) قرآن كريم در اين شرايط، براي حل مشكل و جهت دادن زن به سوي زندگى متداول خانوادگى و ايفاى وظايف همسري، شيوه اى سه مرحله اي ارائه كرده است: نصيحت زن، دورى از او در بستر و تنبيه.(16)
روشن است كه در بيشتر موارد، اگر مرد با صميميت و صداقت رفتار كند و در فكر كنار آمدن با همسرش در زندگى باشد، چنين مشكلى از طرف زن بروز نمى كند.(17) اگر با وجود چنين شرايطى، كه مرد در بيشتر جنبه هاى زندگى سعى در خشنود ساختن همسر داشته باشد، ولى باز زن به نشوز رو آورد، اين شيوه حل اختلاف مى تواند در بيشتر موارد مشكل را حل كند. البته از اين راه حل، برداشتهاي نامناسبى در ميان خانواده هاى مسلمان ديده مى شود كه تبيين اين شيوه، نادرستى آن برداشتها را روشن خواهد كرد. پيش از بررسى مراحل سه گانه اين شيوه، به لزوم ترتيب بين اين مراحل مى پردازيم. ديدگاه هاى مختلفى درباره چگونگى به كارگيرى اين سه مرحله از سوى دانشمندان مسلمان، ارائه شده است. با وجود اين، براساس كلمات اهل بيت (ع) و تفاسير قرآن،(18) بيشتر صاحب نظران علوم اسلامى، لزوم رعايت ترتيب در اين امور را مناسب ترين ديدگاه مى دانند و آن را براساس لزوم ترتيب در مراتب نهى از منكر تبيين مى كنند.(19)
اينك، به بررسى اين سه مرحله مى پردازيم.
1. نصيحت: اين مرحله با تعبير «فعظوهن»، در قرآن آمده است. در اين هنگام، مرد از راه ارتباط كلامى كه شامل نصيحتهاى دلسوزانه و راهنمايي مشفقانه است، از زن مى خواهد كه به وظايف خود عمل كند. نصيحت با كلام محبت آميز همراه با هديه يا هر كار تشويق كننده، بسيار مؤثر است. چنانكه بيان شد، زنان به روابط كلامى حساس ترند و بيشتر مايل اند مسائل خود را از طريق روابط كلامى ابراز كنند. استفاده از روابط كلامى در روشن شدن مسائل و حل اختلافات بى ترديد تأثير بيشترى دارد؛ زيرا هر فرد مى فهمد كه طرف مقابل چه توقعاتى از او دارد. براى حل مشكلات، مرد مى تواند با زبانى شيرين و لحنى دل نشين به بيان تأثيرات نامطلوب نشوز بر زندگى و سعادت اخروى زن بپردازد: موعظه كننده بايد ثابت كند كه دلسوز، امين و خيرخواه است و تسليم هواى نفس و اغراض و مقاصد شيطانى نيست.(20) افزون بر اين، كلام خداوند در قرآن، بهترين شيوه هاى موعظه را شامل مى شود كه مرد بايد از آنها استفاده كند. موعظه هاى قرآنى بيشترين تأثير را در افراد بر جاى مى گذارد؛ از جمله اينكه مرد در مقابل رفتار نامناسب زن، به او خوبي كند. اگر در زمان نشوز زن، مرد بتواند رفتار و عواطف خويش را كنترل كند و رفتار نامناسب زن را با خوبى پاسخ دهد، بنابر اصلى كه قرآن ارائه كرده، دشمنى زن به دوستى همراه با صميميت و يكدلى تبديل مى شود، البته وجود صبر، ايمان و تقوا در مرد نقش مهمى در تسهيل اين رفتار ايفا مى كند.(21) از موعظه هاي ديگر، توجه دادن زن به پيمان محكمى(22) است كه بين او و شوهر برقرار شده و تضعيف آن از لحاظ عاطفى و شناختى نامناسب است. بدون ترديد، بيشتر زنان به اين شيوه ظريف و لطيف واكنش نشان مى دهند.(23)
2. دورى کردن در بستر: در صورت سودمند نبودن اين روش، قرآن به مرحله دوم كه دوري از زن در بستر است، اشاره مى كند.(24) پشت كردن در بستر، ترك روابط جنسى، و قطع روابط كلامى و معاشرت، از شيوه هايى است که از آن در اين مرحله استفاده مى شود.(25) البته در برخى روايات تنها بر دوري در بستر تأكيد شده است.(26) بر اساس ظاهر قرآن، اشتراك بستر خواب بايد ادامه داشته باشد،. ولى در بستر با او قهر كند؛ براي مثال، در بستر به او پشت كند، و به نحوي ناخشنودي خود را به او بفهماند.(27) اين جدايى عاطفى تا حدى زن را به تفكر درباره ي رفتار خود وا مى دارد و زمينه اى براي اصلاح رفتار و نوعى تنبيه براي او به شمار مى رود. به نظر مى رسد اين تنبيه نبايد به جدايى بستر و اتاق خواب بينجامد؛ زيرا ممكن است اين رفتار به ناسازگارى و رفتار بدتري كشيده شود. دورى در بستر متضمن تأثيراتى است كه با جدايى بستر و ترک اتاق خواب حاصل نمى شود. اجتماع در بستر، احساس تعلق زناشويى را برمى انگيزد و موجب سكونت و آرامش و از بين رفتن اضطرابى مى شود كه در اثر حوادت قبل پديد آمده است. دورى در بستر زمينه اي است تا احساس تعلق زناشويى و آرامش حاصل از آن، زن را وادارد كه به بررسى علت اختلاف پرداخته و به توافق با همسرش دست يابد. در تحليلى ژرف تر، دورى در بستر به جنبه روان شناختى روابط زن و مرد باز مى گردد. از آن جا كه توجه عاطفى مثبت مرد به زن براى او اهميت اساسى دارد و زن به شيوه هاى متعدد به دنبال جذب همسر خويش است، اگر مرد به بستر برود و در بستر از زن دورى كند، از لحاظ روانى در موضع بالاتر و مقتدرتري قرار مى گيرد و زن در اين حالت وقتى احساس مى كند در جلب توجه مرد ناموفق بوده است، به شكست خود پى مى برد. اين تنبيه روانى در واقع راهى براى بازگشت او است.(28) به نظر مى رسد كه اين جدايي نبايد بيش از سه روز ادامه يابد،(29) و فقط در صورت عدم تأثير آن مى توان به مرحله سوم وارد شد.
3. تنبيه: در اين مرحله، تنبيه بدنى مطرح مى شود. براي روشن شدن ديدگاه اسلام نسبت به اين روش، بايد به مسائل اساسى زير پاسخ دهيم:
1. در چه شرايطى مى توان از تنبيه ياد شده استفاده كرد؟
2. ماهيت اين تنبيه چيست؟
3. شدت و كيفيت اين تنبيه چگونه است؟
4. چه تبيينهايى براى تجويز اين شيوه مى توان ارائه كرد؟
5. شرايط اجتماعى عصر كنونى مقتضى چه ملاحظاتى در مورد اين شيوه است؟
در پاسخ به پرسش اول بايد گفت: بر اساس آيه قرآن، اين روش تنها پس از نصيحت كردن زن و دوري از بستر قابل اجراست. به نظر مى رسد در صورتى كه مرد در رويارويى با مشكل رفتارى همسر از دو شيوه ي اول استفاده كند، مشكل حل خواهد شد و درصد بسيار كمى از زنان به اين شيوه ها پاسخ نداده و كار را به مرحله سوم مى كشانند. در هر صورت، مرد حق ندارد پيش از دو شيوه اول، از تنبيه بدنى استفاده كند. افزون كه اين شيوه تنها در مورد عدم همراهى زن در وظايف همسري، توصيه شده است و در هيچ مشكل ديگر خانوادگى نمى توان از آن استفاده كرد. برخى روايات اسلامى نيز شرايط استفاده از اين روش را محدودتر كرده، تنها در صورت ارتكاب فحشا از سوي زن آن را تجويز نموده اند.(30) شرط ديگر استفاده از اين روش، كارآمد نبودن راه هاي مسالمت آميز ديگر(31) و احتمال تأثيرگذاري آن است. اگر زن در شرايطى(32) قرار گيرد كه خود را در نشوز بر حق بداند، بايد به راه حل نشوز زن و مرد پرداخت كه از آن به شقاق تعبير مى شود.
در مورد ماهيت اين تنبيه(33) در آيه نشوز كه به پاسخ سؤال دوم مربوط مى شود: بايد گفت كه معناي آن، نوعى تنبيه بدنى است. البته همه صاحب نظران مسلمان تنبيه زن را در حدى جايز مى دانند كه هيچ گونه آسيبى مانند جراحت، سياهى، كبودي و حتى قرمزي به بدن زن وارد نشود.(34) بر اين اساس، اين تنبيه، بدنى و در عين حال خفيف و بازدارنده و در واقع تنبه و يادآوري است نه تنبيه و آزاررسانى.
با وجود اين، در مورد اين نوع تنبيه، هر چند خفيف، با توجه به كلمات اولياى دين (ع) و ديدگاه هاي دانشمندان مسلمان، دو برداشت ارائه شده است: برخى معتقدند نوعى كيفر و تنبيه بدنى خفيف است؛ بنابراين، به لحاظ تأثيري كه در جسم ايجاد مى كند، باعث متأثر شدن زن و پذيرش خواسته هاى شوهر مى شود. برداشت دوم، آن را نوعى كيفر و عقوبت روانى نه جسمى در نظر مى گيرد. مرد با اين برخورد مى خواهد ناراحتى خود را نسبت به رفتار زن اعلام كند(35) و به او بفهماند كه علاقه و دلبستگى او نسبت به همسرش در معرض خطر است؛ بر اين اساس، تنبيه نماد واكنش عاطفى منفى و شديد مرد به رفتار زن است. اين برداشت با تفسير و تبيين روايات از آيه نشوز سازگارتر به نظر مى رسد؛ چرا كه معمولا شرط كرده اند تنبيه بدنى آزار دهنده نباشد. بى ترديد چنين برخوردى را نمى توان تنبيه بدنى شمرد؛ زيرا هيچ گونه آزار جسمى ايجاد نمى كند. در هر صورت، با توجه به تفسير اولياي دين (ع)، مقصود قرآن از «ضرب»، تنبيه بدنى به معناى مصطلح نيست، بلكه تنبيه ويژه اي است كه تأثير روانى و عاطفى مى گذارد، نه آسيب جسمى و بدنى.(36) در مجموع به نظر مى رسد، ماهيت اين تنبيه به گونه اى است كه نوعى ضربه عاطفى به زن وارد شود كه شدتش از دوري كردن در بستر، كمى بيشتر است.
در پاسخ به پرسش سوم، بايد گفت لازم است اين تنبيه سبك و خفيف باشد و مرد نبايد به قصد تشفى و انتقام گيري به اين كار روى آورد.(37) قصد اصلاح رفتار زن، از شرطهاي اساسى اين شيوه شمرده شده است.(38) حد ديگرى كه براى تنبيه در قرآن بيان شده، بازگشت زن به روش معمول خويش و انجام وظايف همسرى است. در اين صورت، حتى همين تنبيه خفيف، ستم و تعدي به زن به شمار مى آيد.(39) بنابراين، هرگونه تنبيهى از اين قيود از لحاظ دينى بسيار نامناسب است و مرد در صورت هرگونه آسيب روانى و بدنى به زن، نه تنها مرتكب حرام شده، بلكه بايد به او ديه بپردازد.(40)
در اينجا مناسب است در مورد عواقب هرگونه خشونت نامناسب با زن به آموزه هاى اسلامى اشاره كنيم. پيامبر اسلام (ص) آسيب به زنان را به شدت نهى كرده و مردانى را كه چنين روشى دارند، دور از اخلاق و ديانت دانسته است.(41) آن حضرت در سراسر زندگى، نه تنها همسران، بلكه هيچ گاه خدمتگزار يا هيچ كس ديگر را تنبيه بدنى نكرد.(42) در موردي رسول خدا (ص) توصيه مى كند به خواستگارى مردي كه زن را مى زند جواب منفى بدهيد. برخى سخنان آن حضرت در اين مورد چنين است:
- «چگونه شما مردان، همسرانتان را مى زنيد و سپس او را در آغوش مى گيريد و شرم نمى كنيد».(43)
- «هر مردى كه به زنش اسيب وارد كند، خداوند به نگهبان آتش دستور مى دهد كه بر گونه ي او هفتاد صدمه در آتش دوزخ وارد سازد.»(44)
- «در شگفتم از مردي كه همسرش را كتك زند، در حالى كه خود به كتك خوردن سزاوارتر است...».(45)
- در مورد يكى از حقوق زن بر مرد نيز فرمود: «... به صورت زن آسيب نزنى و زشتش نخوانى».(46)
در مجموع، سيره عملى پيامبر (ص) و اولياى دين (ع) نفى خشونت نسبت به زنان است.
در پاسخ به سؤال چهارم كه به چرايى اين تنبيه مربوط مى شود، دانشمندان مسلمان نظراتى بيان نموده اند. مهم ترين تبيين، آن است كه اين تنبيه ضربه عاطفى محكمى است كه مانند شوكى زن را نسبت به مشل خانوادگى آگاه مى كند، در غير اين صورت ممكن است، زن با بى توجهى، به ناسازگارى ادامه دهد و خانواده را به فروپاشى كشاند. بايد توجه داشت كه در اين مرحله، راه حلهاي پيشين مانند گفتگو و دوري در بستر، تأثيري در زن نداشته است و لازم است براى اصلاح رفتار او قدم بعدي برداشته شود. نكته ديگر، جنبه پيشگيرانه اين روش است. گاه با اعمال اين روش مى توان از منجر شدن مشكل خانواده به محاكم قضايى و علنى شدن پيشگيرى كرد. در غير اين صورت ممكن است مشكلات خانوادگى به سادگى جنبه حقوقى پيداكرده و حتى تشديد شود. همچنين صرف اطلاع زن از برخوردارى مرد از اين حق مى تواند، در مواردي از بروز نشوز پيشگيرى كند.
در مورد اينكه چرا اين شيوه را فقط مرد مى تواند به كارگيرد نيز دلائلى بيان شده است. مهم ترين نكته، لزوم اقتدار مثبت مرد در خانواده است كه در فصل سوم بررسى شد. تجويز به كارگيرى اين شيوه براى مرد، اقتداري را براى او در خانواده تثبيت مى كند كه مى تواند به بسيارى از اختلافات پايان دهد. از طرف ديگر تجويز اين شيوه براى زن به دلائلى مناسب نيست. اول اينكه غالب زنان، توانايى اعمال اين شيوه را ندارند.(47) شايد همين توانايى جسمانى كمتر زنان موجب شده كه در همه كشورهاي دنيا، رقابتهاى ورزشى زن و مرد جدا برگزار شود. دوم اينكه زنان شيوه هاى عاطفى قوي ترى براى اصلاح رفتار مردان و جلب آنها به سوي خود دارند كه گاه بيش از گفتار و هر گونه شيوه ي عملى مؤثر واقع مى شود.(48) سوم اينكه دادن چنين حقى به زنان دركنار مردان، به تشديد اختلافات و تنازعات در خانواده منجر خواهد شد و محيط خانواده را به يك صحنه درگيرى تبديل مى كند كه جز افراد و نهادهاي بيرون از خانواده قادر به حل مشكل آن نخواهند بود.
در پاسخ به سوال پنجم بايد گفت: به طوركلى به كارگيرى اين شيوه الزامى نيست، بلكه راه حلى است كه به عنوان ارشاد و رهنمود از سوى خداوند ارائه شده است.(49) بدين ترتيب، مى توان با توجه به تأثيرگذارى آن، شرايط زماني، موقعيت خاص و شخصيت ويژه هر زن، از آن استفاده كرد. افزون بر اين، رعايت شرايط لازم در اين شيوه ها به ويژه لزوم قصد اصلاح در تنبيه بدنى براى بسيارى از مردان كنونى نيز دشوار است؛ بنابراين، بهتر است مرد در شرايط نشوز زن براي رعايت عدالت و دورى از ستم نسبت به او، مشكلات را با كمك مشاوران و متخصصان خانواده حل كند، و در غير اين صورت، ممكن است به جاي حل مشكل، حقوق همسر خويش را پايمال نمايد.(50)
در صورتى كه مرد حقوق مادي و روانى زن را ادا نكند و به تعبير قرآن دچار نشوز شود، همسرش بايد از راه نصيحت كردن و مطالبه حقوق خود، مرد را به انجام مسئوليتهاى خانوادگى وا دارد. در مرحله بعد، استفاده از متخصصان خانواده به حل مشكل كمك مى كند و در نهايت، اگر مشكل حل نشد، مراجع قانونى بايد مشكل را حل كرده، مرد را به ايفاي مسئوليتهاي خانوادگى ملزم كنند. در همين شرايط، قرآن به زن و مرد توصيه مى كند كه مصالحه كنند(51) و اين امر به بيان توقعات زن و مرد از يكديگر و تعديل آن مربوط مى شود. البته زن و مرد طبعا به دنبال مزاياي بيشتر. و اعطاي امتيازات کم ترى هستند. در اين شرايط، بهتر است آنان براي حفظ صفا و آرامش در زندگى خانوادگى به تعديل توقعات خويش بپردازند. مرد مناسب است روش احسان و تقوا را در پيش گيرد و به همسر خود ستم نكند و در صورت بى مبالاتى، بايد او را به اين امر توجه دهد، ولى اگر مرد به وظايف خود عمل نكند و راه تعدي در پيش گيرد، بايد مراجع بالاتري او را به انجام وظايف وادارند و حتى با فشار بر او، حقوق زن را از وي استيفا نمايند. در همين باب، حضرت على (ع) در زمان حكومت خود فردي راكه به همسرش تعدي كرده بود، با نصيحت و در نهايت با فشار به انجام وظايف خانوادگى واداشت.(52) گاه مشكلات در روابط جنسى، به ضعف جنسى يا به نوعى بيمارى و اختلال مربوط مى شود كه بايد به درمان آن پرداخت. اولياي دين (ع) براى تقويت رفتار جنسى، معمولا افراد را به خوردن برخى ميوه ها و غذاهايى توصيه مى كردند كه مى توانست به تقويت قواي جنسى آنها بينجامد.(53) بديهى است در عصر حاضر نيز بايد متناسب با پيشرفتهاى علمى، درمان مناسب صورت گيرد. اگر درمان ناتوانى جنسى، موفق نباشد، براساس تعاليم اسلام، هريك از زن و مرد مى توانند براي تأمين نيازهاى عاطفى خود تا سرحد جدايى پيش رفته و حقوق خود را استيفا نمايند. نكته مهم در تعاليم اسلام، تأمين نيازهاى عاطفى هر يك از زن و مرد است كه بر اهميت و ارزشمندي بقاى يك خانواده اولويت دارد.
3-3. مشاوره و حكميت: همان گونه كه اشاره شد، بخشى از مشكلات خانوادگى به مسائل جوامع صنعتى كنونى باز مى گردد كه جامعه ما از آن مستثنا نيست. بزرگ ترين تحول ساختاري در خانواده ايرانى در دهه هاى اخير، تبديل خانواده گسترده به هسته اي است كه اين امر در چگونگى روابط اعضاى خانواده، اهميت عاطفى اعضاي خانواده براى هم، معنا و مفهوم خانواده، اقتصاد خانواده و نقش جنسيتها تغيير اساسى ايجاد كرده و در اثر همين امر، برخى روشهاي جمعى غلبه بر مشكلات خانواده و استفاده از ذخاير عاطفى - تجربى اطرافيان، تاحدى تضعيف شده است. در اين شرايط حل مشكل غالبا بر عهده ي زوجين است. از سوى ديگر، افراد غالبا از ابزار و مهارتهاى ارتباطى كافى براي طرح، تبادل نظر و يافتن راه حلهاي ممكن برخوردار نيستند و در نتيجه به جاى حل مسائل، به انكار آنها مى پردازند كه اين امر پيامدهاى مخرب دراز مدتى مانند از خودبيگانگى، سرخوردگى و تخريب متقابل بر جاى مى گذارد.(54)
با توجه به نكات ياد شده، گاه در اختلافها استفاده از ديگران به ويژه متخصصان خانواده درمانى، ضرورى است. تعاليم اسلام استفاده از نظريات ديگران را در همه امور زندگى تأكيد كرده است. البته مشاور بايد از شرايط و توانايى هاي لازم براي حل مسائل خانواده برخوردار باشد. برخى شرايط عمومى مشاور عبارت اند از: آگاهى لازم در موضوع مورد مشاوره و زمينه هاي آن، توانايى ايجاد ارتباط عاطفى با ديگران، خلوص و خالى بودن از هرگونه سوء نيت، حلم و بردبارى، رازداري، توانايى ادامه مشاوره، الگوى مناسب بودن و تقوا.(55) نكته مهم ديگر توجه به باورها و ارزشهاى زوجين است.
در مسائل خانوادگى - افزون بر شرايط ياد شده - آشنايى با ظرايف توصيه ها و قوانين خانواده در اسلام، ضرورى است، زيرا نقش مهم آموزه هاى اسلام در خانواده هاى ايرانى قابل انكار نيست. توجه به اين واقعيت اهميت دارد كه در جامعه ما، برخى قوانين اسلام در مورد خانواده و ازدواج، از جمله قوانين برخى از انواع ازدواج، به آسانى پذيرفته نمى شود كه آن را در فصل ششم بررسى خواهيم كرد؛ از اين رو، عدم شناخت اين قوانين و استفاده از آنها در موقعيت نامناسب، گاه مشكل خانواده را حل ناشدنى و حتى تشديد مى كند؛ براي نمونه، در اين قسمت به روش استفاده از دو داور منتخب از خانواده هاي زن و شوهر اشاره مى كنيم كه مى تواند در راستاي مشاوره خانواده و حل مسائل آن راهگشا باشد.
اگر اختلاف در خانواده شدت گرفت و زن و مرد ناسازگارى، مخالفت و عدم انجام وظايف را در پيش گرفتند، وضعيت دشوار شده و از آن در قرآن به «شقاق» تعبير مى شود(56) كه به معناى قهر كردن و دشمنى زوجين است. اگر وضعيت خانواده به گونه است كه احتمال دشمنى زن و شوهر وجود دارد، دخالت ديگران براى اصلاح بين آنها ضروري است. در اين حالت، توصيه مى شود دو داور از بستگان زن و مرد انتخاب شوند تا به اختلاف آنها رسيدگى كنند. انتخاب داور از بستگان زن و مرد به چند جهت است: نخست، خويشاوندان زوجين از وضعيت روانى و شرايط زندكى آنها آگاه ترند. دوم، وجود داورهاي از خويشاوندان مايه دلگرمى آنهاست؛ زيرا اطمينان دارند كه از حقوق و منافع آنها كاملا حمايت خواهد شد. سوم، ملاحظات روابط خويشاوندي موجب پذيرش نظر دو داور از سوي زوجين خواهد شد. چهارم، خويشاوندان بيش از ديگران به حمايت دو طرف پرداخته و سعى بيشتري در تحكيم روابط و اصلاح بين زوجين دارند و پنجم، خويشاوندان به روش و فنون حل مشكلات زوجين و راههاي جلب محبت آنها و نقاط مورد اتكاي طرفين، آگاهى بيشتري دارند و بهتر مى توانند به راز و سبب نفرت و كراهت طرفين پى ببرند.(57)
مناسب است دو داور افزون بر نيت خير و اصلاح - خردمند، با درايت، و داراي همسر باشند، مسائل خانوادگى را به خوبى درك كنند و با بصيرت و خبرويت به قضاوت بنشينند. در مرحله ي اول، داوران بايد براى ريشه يابى اختلاف با جديت پرسشهايى را طرح كنند و در خلوت از هر يك بخواهند تا حقيقت را بيان كنند. زن و شوهر نيز بايد با صراحت و بي پرده مسائل را در ميان بگذارند.(58) اگر دو داور به راه حلى نرسيدند، نمى توانند بين زن و شوهر به جدايى حكم كنند، بلكه خود زوجين در اين مورد تصميم گيري مي كنند. به نظر مى رسد دو داور به منظور كشف راهى براى حل اختلاف برگزيده مى شوند و بديهى است كه اگر آنها براي اصلاح زن و شوهر به راه حلى نرسند، حل مسئله يا جدايى به تصميم گيري خود زن و شوهر مربوط است. همچنين دو داور نمى توانند زوجين را به ادامه زندگى مشترك ملزم كنند، و همانگونه كه در انعقاد پيمان زناشويى، زن و شوهر بايد آزادي كامل داشته باشند، در آشتى و پايان اختلاف، نيز بايد آزادى كامل داشته باشند و دخالت دو داور به منظور مشاوره و راهنمايى است.(59)
3-4. جدايى زن و شوهر: آخرين شيوه برخورد با مشكلات خانوادگى، جدايى رسمى زان و شوهر يا طلاق است. گاه ادامه زندگى خانوادگى نه تنها موجب نشاط و آرامش و كارايى بيشتر اعضا نمى شود، بلكه به آسيب روانى و بروز رفتار نابهنجار مى انجامد. در شرايطى كه همه راههاي اصلاح و حفظ بنياد خانواده به بن بست مى رسد، جدايى رسمى زن و شوهر، راه حلى براي خاتمه مشكلات و تنيدگى هاى اعضاى خانواده است. از نظر اسلام، جدايى زن و شوهر امري ناخوشايند است و گفته شده كه منفورترين امور نزد خداوند خانه اي است كه به واسطه طلاق و جدايى ويران شود. سخنان اولياى دين (ع) زشتى و فاجعه آميز بودن طلاق را گزارش مى كند تا آن جا كه پيامبر (ص) فرمود: به حدي به من در مورد زن سفارش شد كه گمان كردم طلاق دادن زن جز در صورت ارتكاب زنا از سوي او، سزاوار نيست،(60) ولى در شرايطى كه ادامه زندگى به صورت متعادل با آرامش روانى، ممكن نباشد، ترك طلاق نامناسب(61) و حتى ادامه زندگى مشترك موجب ضرر است.(62) دين اسلام طلاق يعنى جدايى رسمى زن و شوهر را در قوانين خود پذيرفته است؛ زيرا گاه به هر دليل ادامه زندگى مشترك براى زن و شوهر دشوار مى شود، هرچند ممكن است جدايى به دلايل موهوم و مقطعى روى دهد. از سوي ديگر، اسلام حد طلاق را سه بار قرار داده است تا اگر مردى پس از مرتبه سوم بخواهد با همسر مطلقه خود ازدواج كند، لازم باشد پيش از آن، زن با مرد ديگرى ازدواج كند و پس از طلاق، بتواند دوباره به عقد همسر اول(63) درآيد. اين قانون در واقع شيوه اى براي جلوگيرى از طلاقهاى مكرر و بدون دليل است. از آن جا كه طلاق به متلاشي شدن خانواده مى انجامد و عوارض نامطلوبى براي همه اعضاي خانواده در پى دارد، تعاليم اسلام به روشهاى گوناگون سعى كرده است از وقوع طلاق جلوگيري كند؛ از جمله قراردادن شرايط خاص زمانى(64) و وجود شاهدهايى براى انجام آن كه دشوارتر از انجام عقد ازدواج است. افزون بر اينها، پس از طلاق نيز زن و شوهر در شرايط خاص مى توانند در ايام عده بدون عقد ازدواج بلكه با يك لبخند رضايت، زندگى مشترك را از سربگيرند.(65) همچنين لزوم سكونت زن در ايام عده در منزل مرد مطابق قوانين اسلام، مى تواند زمينه اى عاطفى ايجاد كند تا زن و مرد بار ديگر به هم پيوند بخورند و زندگى خانوادگى آنها گسسته نشود. در هر حال، اگر اختلاف زن و شوهر به طلاق كشيد، دين اسلام توصيه مى كند كه طلاق همراه با احسان و نيكى به زن باشد(66) و نبايد به حدى زن تحت فشار قرار گيرد كه ناچار شود باگذشت از همه حقوق خود به طلاق تن دهد.(67) طلاق اگر با احسان و نيكى به زن و پرداخت همه حقوق او بر مبناي صحيح و مقبول همراه باشد، زمينه ازدواج مجدد و شروع زندگى متعادل ترى براي هر يك از زن و مرد بهتر فراهم خواهد شد.
طلاق، به هر دليل آثار روانى مخربى بر اعضاي خانواده دارد. بيماري و رنجوري (68/94%)، خستگى (70%)، بى اعتمادي نسبت به ديگران، كاهش كميت و كيفيت كار، احساس شكست در زندگى (75%)، نگرانى نسبت به فرزندان، ستيزه جويى، خودكشى، انحرافات اجتماعى، نا اميدى نسبت به آينده، اضطراب، دلتنگى، عصبانيت، و احساس گناه و پريشاني افراد، از عوارض روانى طلاق در زن و مرد است كه در برخى موارد به درصد فراوانى آنها در زنان و مردان مطلقه اشاره كرده ايم.(68) پيشگيرى از طلاق با حل مشكلات خانوادگى و راههاى بهينه سازي روابط زوجين، اولين ابزار براى جلوگيري از بروز اين حالات روانى است. حمايت اجتماعى، عاطفى و اقتصادى از اين افراد، به ويژه زنان، مى تواند در رفع عوارض روانى سودمند باشد. گاه واكنش ديگران نسبت به اين افراد شديدترين ضربه ها را بر آنان وارد مى كند. در مقياس سازگاري مجدد، طلاق پس از مرگ همسر، دومين عامل تنيدگى زا در زندگى است و 73 درجه سازگارى مجدد را مى طلبد.(69) بايد به زن و مرد راههاي مقابله با فشارها را آموخت و با مشاوره هاي پى در پى، آنها را در جهت سازگاري مجدد و ازدواج دوباره سوق داد.
فرزندان طلاق نيز با مشكلات عاطفى، اجتماعى و اقتصادي متعددي روبه رو مى شوند. اغلب آنان از تغيير و تحولاتى كه در خانواده روي مى دهد، نا اگاه هستند و والدين احساس مى كنند نمى توانند اعتماد به نفس كافى به فرزند خود بدهند. هدايت فرزندان در جهت برخورد سالم با طلاق، مسئله با اهميتى است كه كوتاهى در آن آثار زيانبارى بر كودكان دارد. نزاعهاي زناشوبى براي همه ي فرزندان سخت و ناگوار است، هر چند براى پسر بچه ها تحمل اين اختلافات دشوارتر است. آنان عصبى مزاج، خودسر و نامنظم بار مى آيند و به اندازه ي دو برابر همسالان پسر گرفتار مراجع انتظامى مى شوند. دختران نيز مضطرب، نگران و منزوي مى شوند يا از آداب اجتماعى لازم بى بهره مى مانند.
بر اساس مطالعات انجام شده، فرزندان در سال اول جدايى والدين دچار احساس خشم، ترس، افسردگى و احساس شديد گناه مى شوند، و افزون بر اينها، در دراز مدت واكنشهايي از قبيل كم شدن نمره در آزمونهاي پيشرفت و هوش، و فقدان الگوى مناسب براى ايفاى زن يا مرد بودن از خود بروز مى دهند و در نهايت، به مشكلات عاطفى و جنسيتى و دشواري هايى در زندگى زناشويى آينده گرفتار مى شوند.(70) پرداختن به همه اين مشكلات، مجالى مستقل مى طلبد و ما در اين جا تنها به ارائه ي راه حلهايى براى پذيرش طلاق از سوى كودكان مى پردازيم.
در مرتبه اول، فرزندان بايد از پيس با مسئله طلاق و جدايى آشنا شوند، كه در اين صورت، درك و پذيرش همه مراحل آن برايشان بسيار ساده تر خواهد بود. بدين منظور، والدين بايد چند روز قبل از جدايى، آمادگى و فرصت كافى براي درك مسئله به فرزند خود بدهند، و در مرتبه دوم، بايد پس از جدايى برنامه اي منظم براي ديدار با كودك فراهم كنند، به گونه اى كه در هفته اول جدايى - اگر امكان داشته باشد - هر روز به ديدار كودك بروند و سپس، برنامه تماس و ملاقات منظمى با كودك ترتيب دهند. در مورد طلاق بايد براي كودك توضيحاتى ارائه شود. اين در حالى است كه تحقيقات نشان مى دهد به 80 درصد كودكان در مورد طلاق مطلبى گفته نمى شود. مسئله مهم، مطمئن ساختن كودك از ادامه رابطه با پدر و مادر است كه در صورت تحقق آن، احساس ناامنى و ترديد در كودك كم تر خواهد شد.(71)
از ديدگاه اسلامى، اگر والدين به مسئوليتشان نسبت به فرزندان توجه كنند و استمرار اين مسؤليت حتى پس از طلاق و نيز وظايف مالى و عاطفى آنان نسبت به فرزندان به آنها گوشزد شود، مشكلات فرزندان مى تواند تا حدي تقليل يابد. به نظر مى رسد اصل قرآنى «رهاكردن با احسان» حداقل چيزى است كه ميزان و كيفيت رابطه زن و شوهر مطلقه را در نگهدارى و تربيت فرزند، حفظ و تقويت مى كند.

پي نوشتها:

1. Psychohistory
2. زيمون، مفاهيم تئوري هاي کليدي در خانواده درماني، ص 209.
3. نهج البلاغه، حکمت 399.
4. لقمان، 45.
5. خانه کودک، احکام ما و کودکان، ص 73 - 87.
6. «التى اذا غضب زوجها لم تكتحل بعين حتى يرضى» حرعاملى، وسائل الشيعة، ج 14، ص 15.
7. «خير نسائكم التى ان غضبت او اغضبت قالت لزوجها: يدى فى يدك لا اكتحل بغمض حتى ترضى» همان، ص 22.
8. «ايما امرأة قالت لزوجها: مارايت قط من وجهك خيرا. فقد حبط عملها» همان، ص 115، ح 7.
9. «الا اخبركم بشرار نسائكم.. و لاتقبل منه عذرا و لا تغفر له ذنبا» همان، ص 18.
10. در فصل دوم، روايات و دلايل اسلامى، در مورد اين مرضوع بررسى شد.
11. نساء، 35.
12. نساء، 34.
13. نساء، 128.
14. طبرسي، فضل بن الحسن، مجمع البيان، ص 69.
15. اصفهاني، سيد ابوالحسن، وسيلة النجاة، ص 755؛ نجفي، جواهر الکلام، ج 31، ص 201.
16. «والتي تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن في المضاجع و اضربوهن...» نساء، 34.
17. قائمي، نظام حيات خانواده در اسلام، ص 345.
18. طباطبائي،تفسير الميزان، ج 4، ص 546؛ طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 3، ص 69.
19. نجفي، جواهر الکلام، ج 31، ص 203 و 202؛ سبحاني، نظام النکاح، ج 2، 301.
20. بهشتي، احمد، خانواده در قرآن، ص 89.
21. «لا تستوي الحسنة و لا السيئة ادفع بالتي هي أحسن فاذا الذي بينک و بينه عدوة کأنه ولي حميم و ما يلقها الا الذين صبروا و ما يلقها الا ذو حظ عظيم» فصلت، 34 - 35.
22. «و أخذن منکم ميثقا غليظا» نساء، 21.
23. عک، خالد عبدالرحمان، بناء الاسرة المسلمة...، ص 286.
24. «و اهجروهن في المضاجع» نساء، 34.
25. شايد بتوان گفت اين موارد بايد به ترتيب صورت گيرد. و قهر به معناي جدا کردن بستر در آخرين مرحله باشد. بنابراين بايد به حدي اکتفا نمود که مشکل را حل کند و نه بيشتر از آن (جواهر الکلام، ج 31، ص 206).
26. طبرسي، مجمع البيان، ج 2، ص 95.
27. طباطبايي، تفسير الميزان، ج 4، ص 546.
28. عک، بناء الاسرة المسلمة.. ص 288.
29. شاهد بر اين امر رواياتي است که دوري جستن دو نفر مؤمن را بيش از سه روز جايز نمي داند (کليني، کافي، ج 2، ص 345).
30. مهريزي، مهدي، شخصيت و حقوق زن، ص 273.
31. هاشمي رفسنجاني، تفسير راهنما، ج 3، ص 369.
32. حکيم باشي، حسن، «آيه نشوز و ضرب زن از نگاهي ديگر»، پژوهشهاي قرآني، سال هفتم، ش 27-28، ص 127.
33. برخي، اين تنبيه را بر اساس روايتي (نوري،مستدرک الوسائل، ج 14، ص 250، ح 3) به تحت فشار قرار دادن زن در مسائل اقتصادي از قبيل غذا و پوشاک تفسير کرده اند. شيخ مفيد (ره) درباره اين شيوه گفته است: اگر با نصيحت کردن و دوري از بستر، مشکل حل نشد زن را با رفق و مدارا تحت فشار قرار دهيد (مهريزي، شخصيت و حقوق زن، ص 270)، البته ظاهر کلمه «ضرب» در آيه نشوز را نمي توان به مواردي که بيان شد تفسير کرد.
34. اصفهاني، وسيلة النجاة، ص 775؛ نجفي،جواهر الکلام، ج 31، ص 206.
35. شهيد مطهري نيز معتقد است که اين زدن، واقعي نيست، بلکه اظهار تنفر است، نه چيز ديگر (ميرخاني، عزت السادات، رويکردي نوين در روابط خانواده، ص 200).
36. صدر، سيد موسي، «تنبيه بدني زن»، پژوهشهاي قرآني، سال هفتم، ش 27 - 28، ص 92 - 94.
37. اصفهاني، وسيلة النجاة، ص 755؛ نجفي، جواهر الکلام، ج 31، ص 207.
38. همان؛ سبحاني، نظام النکاح، ج 2، ص 302.
39. «فان أطعنکم فلا تبغوا عليهن سبيلا» نساء، 34.
40. اصفهاني، وسيلة النجاة، ص 755؛ نجفي، جواهر الکلام، ج 3، ص 206.
41. «ولن يضرب خيارکم» زحيلي، التفسير المنير، ج 5، ص 57.
42. ابن ماجه، سنن، ج 1، ص 638.
43. ابن سعد، الطبقات الکبري، ج 8، ص 165.
44. نوري، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 250، ح 4.
45. همان، ص 250، ح 3.
46. مهريزي، شخصيت و حقوق زن، ص 272.
47. مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 3، ص 374.
48. علامه طباطبايي تعبير «ان کيد کن عظيم» يوسف، 28 را به شيوه هاي عاطفي و رفتاري بسيار قوي زنان براي جذب مردان و نفوذ عميق در آنها تفسير نموده است. (الميزان، ج 11، ص 225).
49. به نظر مي رسد اين قانون، حقي است که خداوند به مردان داده است. به همين جهت استفاده از اين حق به اختيار خود مرد است (هاشمي رفسنجاني، تفسير راهنما، ج 3، ص 369).
50. بررسي ها نشان مي دهد مردها در موارد متعددي حقوق زنان را با خشونت پايمال کرده اند. (اعزازي، خشونت خانوادگي، ص 100 - 160).
51. نساء 128؛ حرعاملي، وسائل الشيعة، ج 1، ص 90 و 91.
52. مجلسي، بحارالانوار، ج 40، ص 113.
53. همان، ج 62، ص 300؛ جزائري، غياث الدين، اعجاز خوراکي ها، ص 230 - 235.
54. زيمون، مفاهيم و تئوري هاي کليدي در خانواده درماني، ص 25.
55. فقيهي، علي نقي، مشاوره در آينه علم ودين، ص 66 - 71.
56. «و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حکما من أهله و حکما من أهلها ان يريدا اصلحا يوفق الله بينهما» نساء، 35.
57. قائمي، نظام حيات خانواده در اسلام، ص 354.
58. احسانبخش، صادق، نقش دين در خانواده، ج 2، ص 371.
59. بهشتي، خانواده در قرآن، ص 106.
60. حرعاملي، وسائل الشيعة، ج 15، ص 267.
61. همان، ص 269.
62. بقره، 299.
63. بقره، 230.
64. از جمله اينکه طلاق هنگامي صحيح است که از زمان پايان آخرين عادت ماهانه، تا زمان وقوع طلاق، آميزشي بين زوجين روي نداده باشد (صفائي و...، مختصر حقوق خانواده، ص 223).
65. همان، ص 353.
66. «سرحوهن بمعروف» و «تسريح باحسن» بقره، 231 و 229.
67. «و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما ءاتيتموهن» نساء، 19.
68. فرجاد، آسيب شناسي اجتماعي...، ص 300.
69. ديماتئو، روان شناسي سلامت، ج 2، ص 534.
70. تايبر، بچه هاي طلاق، ص 10 - 40.
71. همان، ص 52 - 58.

منبع : راسخون