دیالوگ های ماندگار مختار نامه - قسمت هفتم خر دجاّل
دیالوگ های ماندگار مختارنامه - قسمت هفتم " خر دجاّل"
معقل : خدايا شكر كه نزد صاحب سكه ها رو سياه نشدم ،3000 دينار شاميست ، نمي شمريد؟مسلم : اسب پيشكشي را كه دندان نمي شمارند مسلمان ،ديون شرعيه است؟
معقل : هر طور كه خودتان مصلحت مي دانيد محاسبه كنيد ، اين سه هزار دينار دسترنج زحمتكشاني است كه روزيشان را از دل خاك مي جويند و عاشق اهل بيتند ،اين مال را با مشقت و مرارت فراهم كرده اند،عذر داشتند كه در ركاب پسر پيامبر حاضر شند خواستند با اين سكه ها غيبتشان را جبران كنند و از فضيلت جهاد محروم شوند
ابن زياد : دروغ قبليت را نشنيده حساب مي كنم،به شرطي كه زين پس صادق باشي، مسلم را كجا پنهان كرده اي؟
هاني : از سردسته شرطه هاي بي غيرتت بپرس كه به عبا و روبنده زنان همه رحم نكرد و مسلمي نديد ، مسلم در خانه من خانه بود كه به چنگ چكمه پوشانت مي افتاد
ابن زياد : پدرم "زياد"با تو دوستي نزديكي داشت كاري نكن كه حرمت دوستي پدرم را بشكنم و با زبان زور با تو سخن كنم، مسلم كجاست؟
هاني : مسلم چندي مهمان من بود پيش از اينكه سگان قلاده شكسته ات را به جان من و اهل بيتم بياندازي مسلم از خانه من رفت
ابن عوسجه : ديروز ميثم تمار و امروز هاني، حتما فردا هم نوبت من و يكي از حضرات است ، كار به همين منوال جلوبرود تا رسيدن امام به كوفه ابن مرجانه سر تك تك علما و زعما شيعه را زير اب مي كند و مي مانند مشتي عوام ،بعد هم شيخي به ظاهر خدا ترس مثل قاضي شريح را مامور مي كنند تا با چهار ايه و حديث نبوي دهان عوام الناس را ببندند و فاتحه قيام را بخوانند
مسلم : با پيشامدهاي اخير به من حق مي دهيد تشكيك كنم؟
سليمان : تشكيك درچه مسلم؟
مسلم : در وفاي به عهد كوفيان ، امروز مزحجيان ثابت كردند كه كوفي جماعت در حرف چونان طبل، بانگ رسايي دارد اما در عمل ميان تهي است و به وقت ضرورت پا پس مي كشد و بيعتش را انكار مي كند وقتي عشيره بزرگ و با نفوذي مثل مزحج فريب موعظه هاي قاضي شريح را مي خورد و هاني را كه با او پيمان خوني و قومي دارند در ميان خوف و خطر رها مي كنند،پس با پسر عمم حسين چه مي كنند كه نه قومي دارد و نه قبيله اي
ابن زياد : خدايا تويي عالم به حكمت اين سنگ منزلت و عزت بخشيدي و ان را گوهري گرانبها نمودي و ادميان را در مقابلش به كرنش واداشتي،پس به معجزه پنهان در اين نشانت تو را قسمت مي دهم كه انرا اسباب دفع شر كني و درخشش ان را مايه بينايي بندگان جاهلت قرار دهي.
ابن عوسجه : خواهر من به كدام قبرستان مي خواهيد برويد ،ميدان جنگ جاي زنان نيست،اين چه رسوايي است،به خانه هايتان برويد و فتنه نكنيد
صفيه : كدام شيخ؟ خانه اي كه سايه سرش را به قربانگاه بردهايد خانه نيست،جهنم است ،شما هوس رياست و تاج وتخت داريد ما بايد تاوانش را بدهيم؟
مسلم : در محراب اين مسجد محاسن عمویم علی را به خون فرقش خزاب کردند من از قضای الهی به قدر الهی خواهم گریخت , باید پسر عمویم حسین را خبرکنم که کوفیان همان شبه آدمیان دوران عمویم علی اند.باید آنها را از نزدیک شدن به کوفه بازدارم،باید از کوفه حذر کرد،باید از کوفه رفت.
لينكهاي مرتبط با مختارنامه:
دانلود آهنگ تيتراژ ابتدائي سريال مختارنامه ( تیتراژ جدید مختارنامه با کیفیت بالا 192k )
زنگ موبايل : دانلود تيتراژ پاياني " سريال مختار نامه " برای زنگ موبایل
دیالوگ های ماندگار سریال مختار نامه - قسمت اول "کوشک سفید"
دیالوگ های ماندگار سریال مختار نامه - قسمت دوم"خروس جنگی"
دانلود آهنگ تیتراژ پایانی سریال " مختار نامه " با کفیت بالا
کلیپ : کوفیان هزار رنگ - غربت سفیر حسین (ع) در کوفه
استقبال از سریال مختارنامه توسط شيعيان عربستان
نشان دادن چهره حضرت عباس(ع)درمختارنامه
عکس های بازیگران سریال مختارنامه ( 2 )
عکس های بازیگران سریال مختارنامه ( 3 )
عکس های سریال مختارنامه ( 4 ) منتخب قسمت هفتم
مختار ثقفی روز عاشورا کجا بود؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ ساعت 17:26 توسط
|